تبليغاتX
عاشقانه

 
نصب لينوكس

فارسي نويسي در لينوكس

هشدار : اگر شما مايليد از سيستم عامل ويندوز و لينوكس بصورت در كنار هم در يك سيستم استفاده كنيد، سعي كنيد ابتدا ويندوز را نصب نموده و سپس لينوكس ردهت را نصب نماييد. برخي از نسخه هاي ويندوز با دستكاري MBR  ديسك سخت باعث ميشوند تا لينوكس ردهت از كار بيافتد. اگر ويندوز يا لينوكس ردهت را نصب كرديد و پس از نصب متوجه شديد كه يكي از سيستم عاملها كار نمي كند، هول نشده و عمليات نصب را مجددا انجام ندهيد. شما ميتوانيد اين اشكال را با بوت توسط ديسك بوت لينوكس ردهت و با استفاده از فرامين نصب گراب يا ليلو سيستم عامل مورد نظر را فعال نموده و اين اشكال را برطرف نماييد. در صورتي كه قادر به اين كار نيستيد از يك حرفه اي كمك بگيريد.


انتخاب يك روش نصب:
لينوكس ردهت روشهاي بسيار متنوع و قابل انعطافي براي نصب سيستم عامل ارائه نموده است. البته توصيه ميشود كه لينوكس را از روي CD  نصب نماييد. ولي اگر شما CD  هاي لينوكس ردهت را نداريد و يا كامپيوتر شما فاقد درايو CD-ROM  است، ميتوانيد با استفاده از روشهاي ديگر، اقدام به نصب سيستم عامل كنيد. همچنين امكان چندين نوع نصب وجود دارد.

ابتدا بايد مشخص نماييد كه در حال نصب بصورت نصب جديد يا ارتقا هستيد. اگر ميخواهيد نسخه قديمي تر موجود روي سيستمتان را ارتقا دهيد، برنامه نصب فايلهاي پيكربندي و اطلاعات شما را دست نخورده باقي خواهد گذاشت. اين نوع نصب از نصب جديد طولاني تر خواهد بود. يك نصب جديد ابتدا تمام اطلاعات موجود را پاك كرده و عمل نصب را انجام ميدهد. بهCDشما ميتوانيد لينوكس ردهت را از محل هاي زير نصب نماييد. هر نوع نصب غير از نصب از روي CD  نياز به ديسكت بوت نصب لينوكس ردهت خواهد داشت :

-سرويس دهنده HTTP  : به شما امكان نصب از يك آدرس وب را خواهد داد.

-سرويس دهنده FTP  : به شما امكان نصب از يك سايت FTP  را خواهد داد.

-سرويس دهنده NFS  : ميتوانيد از روي دايركتوري هاي به اشتراك گذاشته شده روي كامپيوترهاي ديگر موجود در روي شبكه با استفاده از سيستم فايل شبكه (Network File System) براي نصب استفاده نماييد.

-ديسك سخت : اگر يك كپي از فايلهاي نصب لينوكس ردهت را روي ديسك سخت خود داشته باشيد ميتوانيد براي نصب از آن استفاده كنيد. البته بايد روي پارتيشني غير از پارتيشني كه براي نصب انتخاب نموده ايد قرار داشته باشند.

انتخاب سخت افزار مورد نياز:
ممكن است اين واقعا يك انتخاب نباشد. ممكن است يك كامپيوتر قديمي در كنار خود داشته باشيد كه مايل باشيد لينوكس ردهت را روي آن نصب نماييد. و يا ممكن است يك ايستگاه كاري وحشتناك داشته باشيد كه بخواهيد لينوكس ردهت را روي يكي از پارتيشن هاي آن نصب نماييد. براي نصب نسخه PC  لينوكس
-پردازنده سازگار با x86  : كامپيوتر شما به يك پردازنده سازگار با اينتل نياز دارد. مانند برخي سيستم عامل هاي تجاري، شما به جديدترين پردازنده هاي موجود براي نصب لينوكس ردهت نياز نداريد (البته اشكالي ندارد!). شما ميتوانيد لينوكس ردهت را روي پردازنده هاي قديمي هم اجرا نماييد. من حتي پردازنده  80386  اينتل را در ليست سازگاري سخت افزارهاي آن ديده ام ولي هرگز سعي نكرده ام لينوكس ردهت را روي كامپيوتري با آن مشخصات نصب نمايم!

-درايو فلاپي و يا CD-ROM  : شما بايد قادر باشيد هنگام فرايند نصب كامپيوتر خود را با يك فلاپي ديسك و يا درايو CD-ROM  بوت نماييد. اگر درايو CD-ROM  نداريد (در محيطهاي شبكه و يا كامپيوترهاي قديمي) به يك ارتباط شبكه براي نصب از روي شبكه و يا كپي محتويات CD  هاي نصب بر روي ديسك سخت سيستم خود داريد.

-ديسك سخت (Hard Disk) : شما به يك ديسك سخت و يا يك پارتيشن از ديسك سخت كه حداقل  350  مگابايت فضا داشته باشد نياز داريد. البته اين فضا فقط براي حداقل نصب كافي خواهد بود. ميزان حقيقي فضايي كه نياز خواهيد داشت بستگي به نوع نصب شما دارد. نصب به صورت ايستگاه كاري به  1500  مگابايت و نصب بصورت كامل (تمام بسته هاي نرم افزاري موجود و كدهاي منبع) به  3  گيگابايت فضا نياز دارد.

-حافظه (RAM) : شما حداقل به  32  مگابايت رم براي نصب لينوكس ردهت نياز خواهيد داشت. اگر مايل به استفاده از محيطهاي گرافيكي هستيد  64  مگابايت لازم خواهد بود.

-صفحه كليد و مانيتور : خوب معلوم است! شما به يك مانيتور و صفحه كليد براي نصب نياز داريد. شما بعدا ميتوانيد لينوكس ردهت را از روي شبكه و با استفاده از ترمينال پوسته و يا ترمينال X  به خوبي اداره نماييد.

نسخه هايي از لينوكس ردهت براي نصب روي ايستگاههاي كاري مبتني بر پردازنده هاي آلفا (Alpha) و اسپارك (Sparc) وجود دارند.

نكته : ليست سخت افزار هاي سازگار با لينوكس ردهت را ميتوانيد اينجا ببينيد.

اگر درايو CD-ROM  كامپيوتر شما به يك درگاه PCMCIA  متصل است (در گاههاي موجود روي كامپيوتر هاي كيفي) شما بايد پشتيباني از PCMCIA  را در هنگام نصب فعال نماييد. پشتيباني از PCMCIA  فقط براي كامپيوترهاي مبتني بر پردازنده هاي سازگار با اينتل موجود است.

اگر كامپيوتر كيفي شما مجهز به يك درايو CD-ROM  است، شما ميتوانيد بدون نياز به انجام كار خاصي لينوكس ردهت را روي آن نصب نماييد. در صورتي كه كامپيوتر كيفي شما فاقد درايو CD-ROM  است، شما بايد لينوكس ردهت را از روي درايوي كه به درگاه PCMCIA  آن متصل است نصب نماييد.

درگاههاي PCMCIA  به شما امكان اتصال دستگاههاي مختلف به كامپيوتر كيفي با استفاده از كارتهايي به اندازه كارت اعتباري ميدهند. لينوكس از صدها دستگاه مختلف PCMCIA  پشتيباني ميكند. شما ميتوانيد از درگاه PCMCIA  كامپيوتر كيفي خود براي نصب لينوكس ردهت از انواع مختلفي از دستگاهها شامل :
-درايو CD-ROM
-كارت شبكه
استفاده نماييد. در صورتي كه مايليد بدانيد كداميك از دستگاههاي PCMCIA  در لينوكس پشتيباني ميشوند، فايل SUPPORTED.CARDS  واقع در مسير /usr/share/doc/kernel-pcmcia-cs  را ببينيد. در هر صورت جهت استفاده از اين درگاه براي نصب لينوكس به ديسكت پشتيباني آن نياز داريد. چگونگي ايجاد اين ديسكتها بعدا شرح داده خواهد شد.

شروع نصب:
اگر فكر مي كنيد نوع نصب مورد نياز خود را انتخاب كرده ايد، ميتوانيد نصب را شروع كنيد. در بيشتر بخشها شما ميتوانيد با كليك روي دگمه بازگشت (Back) انتخابهاي قبلي خود را تغيير دهيد. البته پس از اينكه مرحله كپي بسته هاي نرم افزاري روي ديسك سخت شروع شد، ديگر امكان بازگشت وجود ندارد. در صورتي كه نياز به تغييري داشته باشيد، بايد آنرا پس از اتمام نصب لينوكس و از داخل خود سيستم عامل انجام دهيد.
-ديسكCD-ROM  نصب را داخل درايو قرار دهيد
اگر عمل نصب را از ديسك سخت و يا شبكه انجام ميدهيد، ميتوانيد بجاي آن از ديسكت بوت استفاده نماييد. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد ايجاد ديسكهايي كه نياز داريد، به بخش ايجاد ديسكهاي نصب مراجعه نماييد.
-كامپيوتر خود را بوت كنيد
هنگامي كه صفحه خوشامد گويي لينوكس ردهت را مشاهده كرديد به مرحله بعدي وارد شويد.

كته: اگر شما صفحه خوشامد گويي را نمي بينيد، ممكن است درايو CD-ROM  شما قابل بوت نباشد. فعال كردن گزينه بوت از روي درايو CD-ROM  و يا ايجاد ديسكت هاي بوت ميتواند به شما براي ادامه نصب كمك كند. براي فعال كردن گزينه بوت از روي CD-ROM  به صورت مقابل عمل كنيد : كامپيوتر خود را راه اندازي كرده و در صفحه نخستين پيامي براي ورود به صفحه نصب (setup) خواهيد ديد. براي ورود به برنامه نصب بايوس كافي است كليدهاي F1  يا F2  ويا DEL  را فشار دهيد. در گزينه هاي موجود به دنبال موردي با عنوان Boot Options  و يا Boot From  و يا چيزي مشابه آن بگرديد. پس از آنكه آنرا پيدا كرديد، اولويت نخست آنرا روي درايو CD-ROM  تنظيم كنيد. تغييرات را ذخيره كرده و خارج شويد.

اگر نصب با موفقيت انجام شد شما ميتوانيد گزينه هاي بايوس را به حالت اول برگردانيد. در صورتي كه حتي با تنظيم اين گزينه ها امكان بوت از روي CD-ROM  وجود نداشت، بايد ديسكتهاي نصب را از روي فايلهاي boot.img  (براي كامپيوترهاي معمولي)، bootnet.img  (براي نصبهاي از روي شبكه) يا pcmcia.img  (براي كامپيوترهاي كيفي) كه روي CD  نصب قرار دارند، ايجاد نماييد. چگونگي ايجاد اين ديسكتها شرح داده خواهد شد. پس از ايجاد ديسكتها، آنها را در درايو قرار داده و كامپيوتر خود را بوت كرده و نصب را ادامه دهيد.

-اعلان بوت:
در جلوي اعلان بوت كليد Enter  را براي ورود به نصب گرافيكي، فشار دهيد. در صورتي كه كامپيوتر شما اجازه نصب بصورت گرافيكي (رنگ بيتي و وضوح  800  در  600  پيكسل) را نمي دهد، به قسمت "انتخاب انواع ديگر نصب" مراجعه نماييد. از شما خواسته ميشود يك زبان انتخاب كنيد.

انتخاب انواع ديگر نصب:
در بيشتر كامپيوتر ها شما ميتوانيد به راحتي نصب را بصورت گرافيكي انجام دهيد. برخي مواقع كارت گرافيكي شما ممكن است اين حالت را قبول نكند. همچنين با اينكه هنگام نصب سخت افزار كامپيوتر شما شناسايي ميشود،ممكن است برخي مواقع ديسك سخت، كارت شبكه و يا يكي از سخت افزارهاي حياتي ديگر شناسايي نشده و به اطلاعات مخصوصي هنگام بوت نياز داشته باشد.

در اينجا ليستي از انواع گزينه هايي كه شما ميتوانيد نصب لينوكس ردهت را بوسيله آن شروع كنيد وجود دارد. پيشنهاد ميشود در صورتي از اين گزينه ها استفاده كنيد كه گزينه گرافيكي دچار اشكال شود (مانند هنگامي كه صفحه از گاربيج پر شده و يا سخت افزار شناسايي نمي شود).

-text  : شما ميتوانيد با تايپ text  جلوي اعلان نصب بصورت متني را آغاز نماييد. از اين گزينه هنگامي استفاده نماييد كه به نظر ميرسد برنامه نصب نتوانسته كارت گرافيك شما را شناسايي نمايد. با اين نوع نصب برنامه نصب چندان خوشگل! نيست ولي بخوبي كار ميكند.

-lowres  : با اين گزينه، برنامه نصب در وضوح  640  در480  پيكسل اجرا خواهد شد. اين گزينه براي كامپيوترهايي است كه كارت گرافيك آنها فقط اين وضوح را پشتيباني ميكند.

-expert  : در صورتي كه حس ميكنيد برنامه نصب نمي تواند سخت افزارهاي شما را به خوبي شناسايي كند از اين گزينه استفاده نماييد. با اين گزينه برنامه نصب به شناسايي سخت افزار نمي پردازد و شما ميتوانيد نوع ماوس، مقدار حافظه كارت گرافيكي و ... را شخصا انتخاب كنيد.

-nofb  : با اين گزينه حالت frame buffer  براي جلوگيري از برخي اشكالات در نمايش غير فعال ميشود.

-linuxdd  : در صورتي كه يك ديسك درايور لينوكس براي نصب داريد، از اين گزينه استفاده نماييد.

همچنين شما ميتوانيد با اضافه نمودن گزينه هاي ديگري به اعلان بوت لينوكس، آنرا وادار به شناسايي صحيح سخت افزار خود نماييد. مثلا در صورتي كه برنامه نصب اندازه ديسك سخت شما را تشخيص نمي دهد، ميتوانيد با مشخص كردن تعداد سيلندر، هد و سكتورها سايز آنرا تعيين كنيد. شما به صورت زير ميتوانيد گزينه هاي خود را به هسته لينوكس ارجاع دهيد : linux hd=720,32,64

در اين مثال شما به هسته ميگوييد كه ديسك سخت من داراي  720  سيلندر، 32  هد و  64  سكتور است. اين مشخصات را ميتوانيد از روي مستندات موجود با ديسك سخت خود و يا از روي برچسب چسبانده شده روي آن بدست آوريد.

-بررسي فايلها :
در لينوكس ردهت  8  قبل از شروع برنامه نصب، از شما پرسيده ميشود كه فايلهاي نصب براي صحت و درستي آنها بررسي شوند يا خير. در صورتي كه مطمئن نيستيد ديسكهاي شما صحيح هستند يا نه، ميتوانيد با اين گزينه آنها را بررسي نماييد. البته اين كار زمانبر خواهد بود. در صورتي كه به صحت آنها اطمينان داريد به سادگي گزينه Skip  را انتخاب كنيد تا برنامه نصب آغاز شود.

-صفحه خوشامد گويي :
اين صفحه آغاز فرايند نصب را به شما اعلام ميكند. فقط كافي است روي كليد Next  كليك نماييد.

-انتخاب زبان :
پس از آغاز برنامه نصب، اولين سوالي كه پرسيده ميشود، انتخاب زبان برنامه نصب است. زبان مورد نظر خود را انتخاب نموده و روي گزينه Next  كليك نماييد.

-انتخاب صفحه كليد :
نوع صفحه كليد خود را انتخاب نماييد. مثلا صفحه كليد  105  كليد و با كليدهاي انگليسي.

-ماوس:
نوع ماوسي كه سيستمتان نصب شده است را انتخاب نماييد. انواع ماوسهاي درگاه سريال و PS/2  وUSB  پشتيباني ميشوند. در صورتي كه ماوس شما دو كليد دارد، ميتوانيد با انتخاب گزينه Emulate 3 buttons، هنگام استفاده با نگه داشتن كليد Shift، كليد سوم ماوس را شبيه سازي نماييد. كليد سوم توسط برخي از برنامه هاي كاربردي لينوكس مورد نياز ميباشد.

-انتخاب نوع نصب (Install Type) :
در اين مرحله نوع نصب مورد نياز براي خود را بايد انتخاب نماييد. در صورتي كه لينوكس اكنون روي سيستم شما نصب شده و مايليد آنرا به نسخه جديد ارتقا دهيد، كافي است نصب نوع ارتقا (Upgrade) را انتخاب نماييد.

نكته : براي نصب به صورت ارتقا، لينوكس موجود شما حداقل بايد هسته نسخه  2.0  را داشته باشد. با نصب به صورت ارتقاع تمامي فايلهاي پيكريندي شما بصورت filename.rpmsave  ذخيره خواهد شد. محل اين فايلها در مسير tmp/upgrade.log  نوشته ميشود. برنامه ارتقا هسته جديد را نصب كرده و برنامه هاي نرم افزاري تغيير يافته را نيز نصب ميكند. فايلهاي اطلاعات شما بدون تغيير باقي خواهند ماند. اين نصب زمان بيشتري نياز دارد.

براي نصب بصورت جديد ميتوانيد يكي از گزينه هاي زير را انتخاب نماييد . اين گزينه ها به "كلاس هاي نصب" (Installation Classes) نيز موسوم هستند:

-ايستگاه كاري (Workstation): كامپيوتر شما را بصورت خودكار پارتيشن بندي نموده و بسته هاي نرم افزاري لازم براي يك ايستگاه كاري را نصب ميكند. يكي از محيطهاي گرافيكي GNOME  و يا KDE  نصب خواهند شد و برنامه X Window  ساختارهاي لازم براي اجراي آنها را فراهم ميكند. محيطGNOME  محيط گرافيكي پيش گزيده لينوكس ردهت است. شما ميتوانيد پس نصب محيط KDE  را نيز نصب نماييد.

هشدار :هر گونه پارتيشن لينوكس موجود روي ديسك سخت و فضاي خالي ديسك سختتان به نصب Workstation  و يا Personal Desktop  اختصاص خواهند يافت. در صورتي كه روي كامپيوترتان پارتيشن هاي ويندوز موجود باشند، برنامه نصب آسيبي به آنها نخواهد رساند و پس از نصب شما قادر خواهيد بود از لينوكس در كنار ويندوز استفاده نماييد. در صورتي كه هيچگونه فضاي پارتيشن بندي نشده روي ديسك سخت شما وجود ندارد و تمام فضا به پارتيشن هاي ويندوز اختصاص داده شده، شما بايد از ابزار FIPS  كه بعدا شرح داده خواهد شد استفاده نماييد. در غير اينصورت شما تمام پارتيشن هاي ويندوز خود را از دست خواهيد داد.

-سرويس دهنده (Server) : اين نصب بسته هاي مورد نياز جهت يك كامپيوتر سرويس دهنده را نصب ميكند. (مانند برنامه هاي سرويس دهنده وب، پست الكترونيك، فايل و...). اين نصب برنامه X Window  را نصب نميكند. در صورتي كه نياز به محيط گرافيكي داريد بايد آنرا بعدا نصب نماييد و يا كار كردن با خط فرمان را ياد بگيريد! اين نصب تمام اطلاعات موجود در ديسك سخت را پاك كرده و تمام ديسكها را به لينوكس اختصاص ميدهد.

هشدار : حواستان بود؟ اگر متوجه نشده ايد : نصب بصورت سرويس دهنده تمام اطلاعات موجود روي ديسك سخت را پاك خواهد كرد! در صورتي كه نياز داريد پارتيشن هاي موجود ويندوز را حفظ نماييد، هنگام نصب پارتيشن بندي خودكار (Automatic Partitioning) را انتخاب نكنيد و خودتان بصورت دستي فضاهاي خالي را به لينوكس اختصاص دهيد.

-كامپيوتر شخصي (Personal Desktop) : اين نصب همانند نصب نوع ايستگاه كاري است با اين تفاوت كه برخي ابزارها كه براي كامپيوترهاي شخصي لازم نيستند را نصب نميكند و در صورتي كه لينوكس را روي يك كامپيوتر كيفي نصب ميكنيد، پشتيباني از PCMCIA  و مادون قرمز (IrDa) نيز فعال خواهد شد.

-نصب بصورت سفارشي (Custom) : با انتخاب اين نوع نصب شما امكان انتخاب تك تك بسته هاي نرم افزاري مورد نياز و پارتيشن بندي دستي را خواهيد داشت.

نكته : در صورتي كه كاربري حرفه اي هستيد، نصب نوع سفارشي را انتخاب نماييد. با اين گزينه دست شما بازتر خواهد بود و از اينكه بهتر ميفهميد هنگام نصب چه ميگذرد حال بهتري خواهيد داشت!

-انتخاب استراتژي پارتيشن بندي (Partitioning) :
شما سه راه براي انتخاب نوع پارتيشن بندي ديسك سخت خود پيش رو داريد:
-پارتيشن بندي خودكار : برنامه نصب بصورت خودكار عمل پارتيشن بندي را براي شما انجام خواهد داد. با اين انتخاب تمام پارتيشن هاي لينوكس موجود روي ديسك سخت پاك شده و فضاي خالي ايجاد شده براي پارتيشن بندي مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

-پارتيشن بندي دستي توسط ابزار Disk Druid  : با انتخاب اين گزينه ابزار Disk Druid  براي انجام عمل پارتيشن بندي اجرا خواهد شد. كار كردن با اين ابزار ساده تر از fdisk  است.

-پارتيشن بندي دستي توسط ابزار fdisk  (مخصوص حرفه اي ها) : با انتخاب اين گزينه ابزار fdisk  براي پارتيشن بندي ديسك سخت اجرا ميشود. اين ابزار براي كاربران حرفه اي لينوكس مناسب تر است.

پس از انتخاب گزينه مناسب، جهت ادامه روي كليد Next  كليك كنيد.

-انجام پارتيشن بندي :
اگر پارتيشن بندي خودكار را انتخاب نموده ايد، امكان انتخاب گزينه هاي زير موجود است:

-پاك كردن تمام پارتيشن هاي لينوكس موجود (Remove all Linux partitions on this system) : با انتخاب اين گزينه پارتيشن هاي ويندوز و پارتيشن هاي غير لينوكسي روي سيستم باقي خواهند ماند.

-پاك كردن تمام پارتيشن هاي موجود : تمام پارتيشن ها و اطلاعات موجود از ميان خواهند رفت.

-حفظ تمام پارتيشن ها و استفاده از فضاي خالي موجود (Keep all partitions and use existing free space) : اين گزينه به شرطي كار خواهد كرد كه شما فضاي خالي كافي پارتيشن بندي نشده روي ديسك سخت خود داشته باشيد.

در صورتي كه شما داراي چند ديسك سخت روي سيستمتان هستيد، ميتوانيد ديسكي را كه مايل به نصب لينوكس ردهت روي آن هستيد، انتخاب نماييد. گزينهReview  را براي بررسي نتيجه پارتيشن بندي خودكار و تغيير آن در صورت لزوم فعال باقي بگذاريد.

پس از بررسي پارتيشن بندي انجام شده، شما ميتوانيد پارتيشنهايي را كه انتخاب ميكنيد، تغيير دهيد. پارتيشن بندي خودكار حداقل يك پارتيشن ريشه (/) كه تمام برنامه ها را در برخواهد گرفت و يك پارتيشن swap  ايجاد خواهد كرد. اندازه پارتيشن swap  معمولا دو برابر ميزان حافظه فيزيكي دستگاه ميباشد. مثلا اگر شما  128  مگابايت RAM  داريد، اندازه اين پارتيشن  256  مگابايت خواهد بود.

نكته : توصيه ميشود يك پارتيشن به نام home/ ايجاد نماييد. با ايجاد اين پارتيشن، تمام اطلاعات كاربران روي آن قرار خواهد گرفت و در صورتي كه در آينده نياز به فرمت و نصب مجدد سيستم باشد، اطلاعات كاربران و تنظيمات محيط كاربري آنها باقي خواهند ماند.

جهت ادامه روي كليد Next  كليك كنيد.

-انتخاب برنامه بوت كننده (Boot Loader) :
در اين مرحله ميتوانيد يكي از برنامه هاي GRUB  و يا LILO  را انتخاب نماييد. در صورتي كه برنامه بوت كننده قبلا نصب شده و يا مايليد لينوكس ردهت را از روي ديسكت بوت نماييد، ميتوانيد از نصب برنامه بوت كننده پرهيز كنيد. همچنين ميتوانيد محل استقرار برنامه بوت كننده را معين كنيد :

-بوت ركورد اصلي (Master Boot Record) : نصب برنامه بوت كننده در اين مكان توصيه ميشود. اين كار باعث ميشود تا گراب و ليلو فرايند بوت تمام سيستم عامل هاي نصب شده را بدست گيرند.

-سكتور اول پارتيشن بوت (First Sector of Boot Partition) : در صورتي كه برنامه بوت ديگري روي سيستم شما فعال است، ميتوانيد برنامه نصب را وادار به نصب شدن در سكتور نخست پارتيشن هاي لينوكس خود نماييد. با اين كار برنامه بوت كننده براي بوت لينوكس ردهت به گراب يا ليلو مراجعه خواهد كرد.

نكته : درصورتي كه برنامه بوت كننده گراب را انتخاب كرديد كه پيش گزيده نيز ميباشد، ميتوانيد كلمه عبوري به آن اضافه نماييد. با اين كار ميتوانيد از آسيب رسيدن به سيستم با ارسال گزينه هاي خطرناك به هسته سيستم عامل بدون درخواست كلمه عبور جلوگيري كنيد. برنامه هاي بوت كننده گراب و ليلو در اين فصل شرح داده خواهند شد.

شما ميتوانيد پارامترهايي را به هسته سيستم عامل اضافه نماييد. (اين در صورتي نياز خواهد بود كه سخت افزار شما به طور صحيح شناسايي نشود). براي مثال در صورتي كه يك دستگاه CD-Writer  نوعIDE  داريد و مايليد در حالت شبيه سازي اسكازي كار كند، ميتوانيد با ارسال پارامترهايي درايو را مجبور به اين كار نماييد. شما ميتوانيد پارتيشن پيش گزيده اي كه سيستم از روي آن بوت ميشود را انتخاب نماييد. هچنين امكان تغيير برچسب (label) آن نيز وجود دارد.

-پيكربندي شبكه (Configure Networking) :
در اين قسمت از شما درخواست ميشود تا شبكه خود را پيكربندي نماييد. اين تنظيمات فقط براي شبكه محلي ميباشد. در صورتي كه از شبكه بندي تلفني (Dialup) استفاده ميكنيد، ميتوانيد با كليك روي Next  بسادگي از اين مرحله عبور نماييد. هچنين در صورتي كه كامپيوتر شما به شبكه متصل نيست، از اين مرحله عبور نماييد.

آدرسهاي شبكه به دو روش به سيستم شما اختصاص داده ميشود : بصورت ثابت (Static) كه شما آنرا تايپ ميكنيد و يا با استفاده از سرويس دهنده DHCP  كه هنگام بوت آدرس كامپيوتر شما را تعيين ميكند. براي كسب اطلاعات سرويس دهنده DHCP  و يا آدرس IP  اختصاصي و ثابت كامپيوتر خود و ساير اطلاعات مورد نياز شبكه به مدير شبكه خود مراجعه نماييد. همچنين ميتوانيد انتخاب نماييد كه شبكه شما در هنگام بوت فعال شود يا نه (اگر از شبكه محلي استفاده ميكنيد، معمولا مايليد اين كار صورت گيرد).

در صورتي كه ورود آدرس ثابت را انتخاب نموده ايد، بايد گزينه manually  را فعال نموده و اطلاعات زير را وارد نماييد:

-آدرس IP  : اين آدرس از چهار بخش عددي كه توسط نقطه از هم جدا شده اند تشكيل شده است. اين شماره در حقيقت نشاني كامپيوتر شما در شبكه است. . مثالي از يك آدرس IP  خصوصي10.0.0.12است.

-Netmask  : براي تعيين اينكه كدام قسمت آدرس IP  شماره شبكه و كدام قسمت آن آدرس كامپيوتر ميزبان است. يك مثال براي يك شبكه كلاس A  شماره  255.0.0.0  است. لينوكس ردهت اين شماره را براي شما حدس خواهد زد.

-Network  : شماره شبكه را مشخص ميكند. براي مثال اگر شما آدرس IP  شماره  10.0.0.12  را روي يك شبكه كلاس آ  (255.0.0.0) داشته باشيد، شماره شبكه  10  خواهد بود (همچنين10.0.0.0).

-Broadcast  : يك شماره IP  است كه براي انتشار اطلاعات روي شبكه بكار ميرود. براي يك شبكه كلاس آ با شماره شبكه  10  شماره انتشار  10.255.255.255  خواهد بود.

-Hostname  : اين نامي است كه كامپيوتر شما در يك حوزه (Domain) توسط آن شناخته ميشود. براي مثال اگر كامپيوتر شما memphis  ناميده شود و در حوزه truedata.com  قرار داشته باشد، نام ميزبان (Hostname) كامل شما memphis.truedata.com  خواهد بود.

-Gateway  : يك آدرس IP  كه به عنوان دروازه اي به شبكه هاي خارج از شبكه محلي شما عمل ميكند. معمولا يك ميزبان يا مسيرياب (Router) ميباشد كه بسته ها را بين شبكه محلي شما و اينترنت مسيريابي ميكند.

-Primary DNS  : آدرسIP  كامپيوتري است كه عمل ترجمه نام هاي كامپيوتر به آدرسهاي IP  را انجام ميدهد. اين كامپيوتر سرويس دهنده DNS  نام دارد. شما ممكن است داراي سرويس دهنده هاي دوم و سوم DNS  باشيد كه در صورت موجود نبودن هريك ديگري عهده دار كار ترجمه باشد.

-انتخاب پيكربندي ديوار آتش (Firewall):
در اين مرحله از نصب بايد ديوار آتش سيستم خود را پيكربندي نماييد. استفاده از يك ديوار آتش براي حفظ امنيت كامپيوترتان الزامي و بسيار مهم است. در صورتي كه شما به اينترنت و يا يك شبكه عمومي ديگر متصل ميشويد، ديوار آتش ميتواند راههاي نفوذ به سيستم لينوكس شما را محدود نمايد. براي پيكر بندي ديوار آتش، انتخابهاي زير را در اختيار داريد:

-امنيت بالا (High) : اين گزينه را در صورتي انتخاب كنيد كه از سيستم لينوكس خود براي اتصال به اينترنت براي مرور وب و... استفاده ميكنيد. در صورتي كه ميخواهيد از سيستمتان به عنوان سرويس دهنده در شبكه استفاده نماييد از اين گزينه استفاده نكنيد. با انتخاب اين گزينه، تنها برخي اتصالات پذيرفته ميشوند. براي اتصال به اينترنت و يك شبكه بندي ساده فقط اتصالات DNS  و پاسخ هاي DHCP  پذيرفته ميشوند و بقيه اتصالات در ديوار آتش حذف خواهند شد.

-امنيت متوسط (Medium) : اين سطح امنيت را در صورتي انتخاب نماييد كه مايليد دستيابي به برخي از شماره پورت هاي TCP/IP  را ببنديد. (بطور استاندارد شماره پورتهاي زير  1023). اين انتخاب دستيابي به پورتهاي سرويس دهنده NFS، سرويس گيرنده هاي راه دور X  و سرويس دهنده قلم X  را خواهد بست.

-بدون ديوار آتش (No Firewall) : اين گزينه را در صورتي انتخاب نماييد كه به يك شبكه عمومي متصل نيستيد و قصد نداريد در شبكه محلي، هيچ يك از درخواستهاي ورودي به سيستمتان را حذف نماييد. البته شما همچنان ميتوانيد فقط سرويسهايي را راه اندازي نماييد كه ميخواهيد در سطح شبكه ارائه نماييد و سرويس هاي ديگر را از كار بياندازيد.

در صورتي كه مايليد دسترسي به برخي سرويسهاي خاص را فراهم نماييد، ميتوانيد روي دگمه سفارشي كردن (Customize) كليك كنيد و پذيرش درخواستهاي ورودي براي سرويسهاي DHCP، SSH،Telnet،WWW،Mail  وFTP  را فراهم نماييد. همچنين ميتوانيد ليستي از شماره پورتهايي كه با كاما از هم جدا شده اند را براي باز كردن دسترسي به آنها، وارد نماييد. (فايل etc/services  به شما نشان ميدهد كه چه سرويسهايي به چه پورتهايي مرتبط هستند).

نكته : با تنظيم قواعد ديوار آتش در اين مرحله، اين تنظيمات در فايل etc/sysconfig/ipchains  نوشته ميشوند. اين قواعد بوسيله اسكريپت آغازگر ipchains  در مسير etc/init.d/ipchains  در هنگام بوت سيستم اعمال ميشوند. من توصيه ميكنم براي تغيير قواعد ديوار آتش خود اين فايل را اصلاح نماييد. اين به شما اطمينان ميدهد كه هر گاه سيستم شما بوت ميشود، اين قواعد در آن بصورت خودكار اعمال خواهند شد.

-انتخاب زبانهاي قابل پشتيباني (Language Support):
در اين مرحله از نصب زباني كه در ابتداي نصب انتخاب كرديد، انتخاب شده است. در صورتي كه به زبانهاي ديگري نياز داريد، ميتوانيد با كليك كردن روي گزينه كنار آنها، آنها را انتخاب كنيد.

-انتخاب موقعيت زماني (Time Zone) :
موقعيت زماني كشور خود را ميتوانيد از ليست پايين صفحه انتخاب نماييد. همچنين با كليك كردن روي نقاط موجود روي صفحه ميتوانيد موقعيت زماني خود را انتخاب نماييد. از صفحه UTC Offset  شما ميتوانيد موقعيت زماني خود را به توجه به فاصله زماني آن از گرينويچ (GMT) تنظيم نماييد.

-تنظيم حسابهاي كاربري (User Accounts):
در اين مرحله شما بايد يك رمز عبور جهت كاربر ريشه (root) تعيين نموده و يك يا چند كاربر عادي نيز به سيستم اضافه نماييد. رمز عبور ريشه امكان كنترل كامل سيستم لينوكس ردهت را به شما ميدهد. بدون آن و قبل از اضافه نمودن كاربران ديگر شما هيچ گونه دسترسي به سيستم خودتان نداريد. رمز عبور ريشه را تايپ كنيد و در باكس زيرين آن، تكرار آنرا تايپ كنيد. دقت داشته باشيد كلمه عبور ريشه را بخاطر داشته و آنرا محرمانه نگهداريد!

-فعال سازي احراز هويت (Enable Authentication):
در بيشتر شرايط، شما كلمات عبور سايه (shadow) و MD5  را كه بصورت پيش گزيده فعال هستند، انتخاب ميكنيد. گزينه كلمات عبور سايه از امكان دسترسي به كلمات عبور رمز نگاري شده جلوگيري بعمل مياورد.

نكته : MD5  الگوريتم رمزنگاري كلمات عبور در لينوكس و سيستم هاي مبتني بر يونيكس ميباشد. اين الگوريتم جانشين الگوريتم كريپت (crypt) كه در سيستمهاي نخستين مبتني بر يونيكس استفاده ميشد، شده است. هنگامي كه گزينه MD5  فعال ميشود، امكان انتخاب كلمات عبور بلندتر توسط كاربران ايجاد ميشود كه عمل شكستن آنها دشوارتر است.

در صورتي كه شما داراي شبكه محلي با پشتيباني از انواع مختلف احراز هويت در سطح شبكه (Network-Wide Authentication) هستيد، امكان استفاده از قابليت هاي زير را دارا هستيد:

-NIS  فعال: در صورتي كه شبكه شما براي استفاده از سيستم اطلاعات شبكه (Network Information System) پيكربندي شده است، اين دگمه را انتخاب نموده و نام حوزه NIS  و محل سرويس دهنده را وارد نماييد. بجاي انتخاب سرويس دهنده NIS  شما ميتوانيد روي كليد براي پيدا كردن خودكار آن در سطح شبكه كليك نماييد.

-LDAP  فعال: در صورتي كه سازمان شما اطلاعات كاربران خود را اخذ كرده است، ميتوانيد روي دگمه آن براي جستجوي اطلاعات احراز هويت روي يك سرويس دهنده LDAP  كليك نماييد. شما ميتوانيد نام سرويس دهنده LDAP  را براي پيدا كردن اطلاعات مورد نياز سيستمتان وارد كنيد.

-Kerberos 5  فعال: با كليك كردن روي اين دگمه، سرويس هاي احراز هويت در سطح شبكه ارائه شده توسط كربروس فعال ميشوند. پس از فعال سازي كربروس، ميتوانيد اطلاعات مورد نياز درباره يك رئالم (Realm) كربروس(گروهي از سرويس دهنده ها و سرويس گيرنده هاي كربروس)،KDC  (يك كامپيوتر كه بليطهاي كربروس را صادر ميكند) و سرويس دهنده مديريت (Admin Server) را وارد نماييد. اين كامپيوتر ديمن kadmind  را اجرا ميكند.

-SMB  : روي اين گزينه كليك كنيد تا از سرويس دهنده Samba  براي اشتراك فايل و چاپگر با سيستم هاي ويندوز استفاده نماييد. در صورتي كه از احراز هويت SMB  استفاده نماييد، ميتوانيد نام سرويس دهنده Samba  موجود در شبكه محلي و نام گروه كاري كه مايليد كامپيوترتان به آن تعلق داشته باشد را وارد نماييد.

-انتخاب بسته ها (Select Packages):
در اين مرحله خلاصه اي از بسته هاي نرم افزاري كه نصب خواهند شد به شما نشان داده ميشود. اين نرم افزارها با توجه به نوع نصبي كه شما انتخاب نموده ايد، تفاوت دارند. ميتوانيد ليست پيش گزيده را قبول كرده و يا روي گزينه Customize  كليك كنيد تا ليست كامل نرم افزارها به شما نشان داده شود. در صورتي كه نياز به نصب نرم افزارهاي خاصي داريد كه در هيچيك از حالتها نصب نمي شوند، اين گزينه را انتخاب نماييد.

نكته : در صورتي كه فضاي كافي ديسك سخت در اختيار داريد و ميخواهيد تمام ابزارها و نقاط لينوكس را امتحان كنيد، با انتخاب نصب بصورت سفارشي (Customize) و انتخاب گزينه همه چيز (Everything) را در پايين صفحه انتخاب نماييد. در صورتي كه مطالب اين كتاب را دنبال ميكنيد نياز به نصب تمام اين نرم افزارها وجود ندارد.

همچنين از انتخاب اين گزينه در كامپيوترهاي كاري و اصلي خودداري كنيد. زيرا برخي از برنامه هاي سرويس دهنده داراي ضعف هاي امنيتي هستند و شما بدون اينكه واقعا به آنها نيازي داشته باشيد، امنيت سيستم خود را به خطر انداخته ايد. نصب تمام اجزا حدود  3  گيگابايت فضا مصرف خواهد كرد.

نكته : گزينه Select Individual packages  به شما امكان انتخاب بسته ها بصورت تك تك را ميدهد. اين گزينه فقط براي افراد حرفه اي توصيه ميشود. زيرا ممكن است يك بسته نرم افزاري از چندين بسته تكي ايجاد شده باشد و عدم نصب هر يك در اجراي آن اختلال ايجاد خواهد كرد.

-شروع كپي و نصب:
در اين مرحله برنامه نصب به شما اعلام خواهد كرد كه آماده نصب اجزاي انتخاب شده ميباشد. رويNext  كليك كنيد. در اين مرحله سيستم فايل فرمت و آماده شده و بسته هاي نرم افزاري آغاز به كپي شدن ميكنند. در اين قسمت از شما خواسته خواهد شد ديسكهاي ديگر نصب لينوكس را در درايو قرار دهيد. اين قسمت بسته به سرعت پردازنده و درايو CD-ROM،بين20-40  دقيقه طول خواهد كشيد.

-ايجاد ديسك بوت (Boot Disk):
با استفاده از اين ديسكت ميتوانيد در موارد اضطراري سيستم خود را بوت كنيد. كافي است يك ديسك داخل درايو قرار داده و روي Next  كليك كنيد. در صورتي كه به اين ديسك نياز نداريد، گزينه No  را انتخاب كرده و روي Next  كليك نماييد.

-انتخاب كارت گرافيكي:
احتمالا لينوكس كارت گرافيك شما را شناسايي نموده است. در صورتي كه اينار به درستي صورت نگرفته، ميتوانيد از ليست نوع كارت گرافيكي و ميزان حافظه آنرا انتخاب نماييد.

-تنظيم مانيتور:
در اين مرحله كار خاصي لازم نيست انجام دهيد. لينوكس بطور خودار مدل و فركانس مانيتور شما را تشخيص خواهد داد. كافي است بدون دستكاري هيچ چيز، روي Next  كليك نماييد.

-انتخاب رنگ و وضوح صفحه نمايش (Color & Resolution):
با توجه به نوع سخت افزاري كه داريد، ميتوانيد تعداد رنگها و وضوح صفحه نمايش خود را در ليست هاي ارائه شده مشاهده نموده و مقادير دلخواه خود را انتخاب كنيد. توجه داشته باشيد تعداد رنگ بالاتر و وضوح بالاتر باعث كم شدن سرعت كامپيوتر خواهد شد. با يك مانيتور  14  يا15  اينچ، بهترين انتخاب وضوح  800  در600  پيكسل و رنگ  16  بيت خواهد بود. وضوح مناسب براي مانيتورهاي  17  اينچ، 1024  در768  پيكسل است.

در صورتي كه مايليد نتيجه انتخاب خود را ببينيد، روي دگمه Test Setting  كليك نماييد.

در صورتي كه هر دو محيط GNOME  و KDE  را نصب كرده ايد، در اين مرحله ميتوانيد از ميان آنها، يكي را بعنوان پيش گزيده انتخاب كنيد و نحوه ورود به سيستم (login) هم بصورت متني (سطح اجرايي  3) و گرافيكي (سطح اجرايي  5) قابل تنظيم خواهد بود. جهت ادامه روي Next  كليك كنيد.

-پايان نصب:
در اين مرحله برنامه نصب پايان يافتن نصب لينوكس ردهت را به شما تبريك ميگويد. كافي است روي دگمه Exit  كليك كنيد. ديسك نصب لينوكس از درايو خارج شده و سيستم راه اندازي خواهد شد. اگر يكي از برنامه هاي ليلو يا گراب را نصب كرده باشيد، يك صفحه گرافيكي ظاهر شده و از شما ميخواهد سيستم عامل مورد نظر خود را انتخاب نماييد. بوسيله كليدهاي بالا و پايين ميتوانيد اين كار را انجام دهيد. پس از انتخاب كليد Enter  را فشار دهيد.

با توجه به اينكه نحوه ورود به سيستم را بصورت متني يا گرافيكي انتخاب كرده باشيد، يا صفحه گرافيكي ورود به سيستم ردهت را خواهيد ديد و يا يك اعلان ساده متني ورود به سيستم. جهت يادگيري در مورد چگونگي ورود به لينوكس ردهت و استفاده از آن به فصل سوم مراجعه نماييد.

اگر پس از نصب لينوكس ردهت تصميم به حذف يا اضافه كردن سخت افزاري گرفتيد، ابزاري به نام كودزو (kudzu) وجود دارد كه هنگام بوت سيستم به شما اجازه پيكربندي سخت افزار جديد را ميدهد.

-پيكربندي مجدد سخت افزار با استفاده از كودزو : هنگام بوت شدن سيستم شما ميتوانيد در سيستم خود تغييراتي اعمال نماييد. ممكن است سخت افزاري را حذف يا اضافه كرده باشيد، و يا بخواهيد يك سرويس سيستمي را بعلت متوقف شدن آن هنگام بوت خاموش نماييد. بوسيله كودزو، شما ميتوانيد هنگام بوت سيستم، سخت افزار خود را تغيير دهيد و سرويسهاي سيستم خود را پيكر بندي نماييد.

جهت ورود به كودزو كافي است هنگام بوت به پيغام "Press 'I' to enter interactive startup" توجه كرده و با فشار دادن كليد I  وارد آن شويد. ابتدا ابزار شناسايي سخت افزار كودزو شروع به جستجو و بررسي وجود سخت افزار جديد و يا حذف شدن يك سخت افزار مينمايد. در صورت پيدا كردن چنين مواردي، به شما امكان پيكربندي آن را ميدهد.

هنگامي كه پيكربندي سخت افزارها به پايان رسيد، بخش پيكربندي سرويسها آغاز ميشود. براي اجراي تك تك سرويسها از شما سوال ميشود. اين بهترين روش براي توقف موقت يك سرويس است كه هنگام بوت كامپيوتر را متوقف ميكند.

توجه : براي رفع اشكال يك سرويس، بايد پس از ورود به لينوكس ردهت آنرا مجددا پيكريندي نماييد.

نكته : در صورتي كه سخت افزاري را حذف يا اضافه كنيد، هنگام بوت، كودزو بطور خودكار آنرا تشخيص ميدهد و ابزار پيكربندي را اجرا ميكند.

فارسي نويسي در لينوكس

اين مسئله از واضحات است كه براي يك كاربر فارسي زبان سيستم عاملي ارزش دارد كه در آن بتوان از امكانات فارسي مانند تايپ فارسي و فارسي نويسي در بخش هاي مختلف بهره برد. لينوكس هم به عنوان سيستم عاملي كه كم كم جاي خود را در خانه ها باز ميكند، از اين قاعده مستثني نيست. اين مقاله به بررسي چگونگي فارسي نويسي در لينوكس مي پردازد.

به چه چيزهايي نياز داريم؟
خوب براي اينكه عمليات فارسي نويسي براي لينوكس موفقيت آميز باشد، به برنامه هاي زير نياز داريد:

- محيط گرافيكي GNOME  نسخه  2  و بالاتر يا KDE  نسخه  3  و بالاتر

- XFree86  نسخه  4.2.0  و بالاتر

لازم به ذكر است كه نسخه هاي محيطهاي GNOME  و KDE  كه در بالا ذكر شدند، از Unicode  پشتيباني ميكنند كه ميتوانند كاراكترهاي فارسي را به درستي نشان دهند. ضمنا برنامه Xfree86  نسخه  4.2.0  داراي بهبودهايي در بارگزاري فونت ها و پشتيباني از antialiasing  است.

چگونه شروع كنيم ؟
براي شروع ابتدا بسته فارسي را از بخش دانلوددريافت كرده آنرا باز كنيد. براي بازكردن اين فايل كافي است دستورات زير را در يك پنجره ترمينال تايپ كنيد:

$ gunzip farsi_pack.tar.gz

$ tar -xf farsi_pack.tar

حاصل كار  3  فايل خواهد بود كه دو تاي آنها قلم Tahoma  و يكي صفحه كليد فارسي است كه من آنرا با هر طوري بود درست كردم.

مراحل بعدي به صورت زير است:
- يك پنجره ترمينال باز كرده، سپس با تايپ دستور su  بصورت كاربر ريشه وارد سيستم شويد. سپس دستور vi /etc/X11/XF86Config  را تايپ كنيد تا برنامه ويرايشگر vi  اجرا شده و فايل پيكربندي Xfree86  را برايتان باز كند.

- در برنامه vi  در متن فايل بازشده، به دنبال Section InputDevice  گشته و پس از پيدا كردن آن، در يك فضاي خالي كايد insert  را فشار داده و فرمانهاي زير را تايپ كنيد:

Option "XkbOptions" "grp:ctrl_shift_toggle"


Option "XkbLayout" "fa"

كار كردن با vi  مشابه ويرايشگرهاي متني ديگر است. خط نخست به Xfree86  مي گويد كه با فشرده شدن، Ctrl+Shift  زبان صفحه كليد عوض شود و خط دوم، زبان دوم را كه فارسي است به آن معرفي ميكند.

پس از اتمام تايپ خطوط بالا، كليد Esc  را فشار دهيد، سپس كليد : را فشار داده و تايپ كنيد wq  و كليد Enter  را فشار دهيد. اين كار تغييرات انجام شده را ذخيره كرده وبه خط فرمان باز ميگردد.

- در اين مرحله بايد دايركتوري مربوط به فونتهاي TrueType  را به Xfree86  معرفي كنيد. براي اين كار، مجددا در خط فرمان دستور vi /etc/fonts/fonts.conf  را تايپ كنيد. اين كار فايل پيكربندي قلمها را باز ميكند. به دنبال خط زير كه در ابتداي صفحه است بگرديد:

 

/usr/X11R6/lib/X11/fonts/Type1

 

و مجددا با فشار دادن كليد insert  خط زير را زير آن اضافه كنيد:

 

/usr/X11R6/lib/X11/fonts/TTF

 

پس از اتمام كليد Esc  و سپس : را فشار داده و تايپ كنيد wq  تا تغييرات ذخيره شده و از برنامه vi  خارج شويد.

- خوب بخشهاي مشكل كار را به اتمام رسانديد. در مرحله بعدي بايد فايل هايي را كه باز كرده ايد به مسيرهاي مربوطه كپي كنيد.براي اين كار فرامين زير را تايپ كنيد:

$ cp *.ttf /usr/X11R6/lib/X11/fonts/TTF/

$ cp fa /usr/X11R6/lib/X11/xkb/symbols/

پس از اتمام كار، كليدهاي Alt+Ctrl+Backspace  را فشار دهيد تا Xserver  مجددا راه اندازي شود و تغييراتي كه ايجاد كرديد در سيستم اعمال شود. مجددا در سيستم login  كرده و اين بار در منوي اصلي قسمت Preferences  بخش Font  را انتخاب كرده و براي قسمتهايي كه در شكل زير مي بينيد، فونت Tahoma  را انتخاب كنيد :

- اكنون ميتوانيد در بخشهاي مختلف و برنامه هايي كه با استفاده از GTK 2.0  طراحي شده اند، فارسي تايپ كنيد. ميتوانيد در مرورگر اينترنت خود نيز از زبان فارسي استفاده كنيد.

آيا در مجموعه برنامه هاي اداري OpenOffice  امكان تايپ فارسي وجود دارد؟
استفاده از امكانات فارسي در محيطهاي متفرقه امكان خوبي است، ولي اين هنگامي تكميل ميشود كه بتوان در محيطهاي اداري نيز از امكانات فارسي استفاده كرد. بله شما ميتوانيد در مجموعه برنامه هاي اداري OpenOffice  فارسي تايپ كنيد. البته اين بستگي به نسخه اي دارد كه شما در حال استفاده از آن هستيد. اين امكان در نسخه  1.00  وجود ندارد، زيرا در آن پشتيباني از CTL  فعال نمي باشد. براي استفاده از امكانات فارسي بايد نسخه هاي داراي پشتيباني از CTL  مانند نسخه  1.1  را دانلود كنيد. كافي است به آدرس http://www.openoffice.org  مراجعه كنيد. البته دانلود كردن اين مجموعه كمي جرات مي خواهد كه البته به آن مي ارزد.واقعا مجموعه OpenOffice  جانشين خوبي براي MS-Office  به شمار ميرود. اين مجموعه هم فايلهاي MS-Office  را ميخواند و هم به فرمت آن Save  ميكند. (حتي بهتر از خود مايكروسافت!) حجم آن حدود  74  مگابايت است. البته براي دانلود با مودم عدد بزرگي است ولي در مقايسه با  700  -800  مگابايت MS-Office  يك شاهكار به شمار ميرود. اين مجموعه محصول يكي از دشمنان مايكروسافت يعني Sun Microsystems  است و بصورت كد باز ارائه ميشود و تماما با Java  نوشته شده است.

آيا امكان استفاده از قلمهاي TTF  آشناي زبان فارسي در مجموعه OpenOffice  وجود دارد؟
خوب خيلي از ما به قلمهاي آشناي فارسي كهسالهاست از آنها استفاده ميكنيم، عادت كرده ايم. مانند قلمهاي زر، نسيم، نازنين، لوتوس، كامپيوست و... . متاسفانه در حالت عادي اگر اين قلمها را طبق اصول بالا در مسير /usr/X11R6/lib/X11/fonts/TTF/ كپي شوند، بعلت اينكه Unicode  نيستند، نمي توانيد از آنها در OpenOffice  بهره گيري نماييد، ولي من توانستم به هر نحوي نسخه هاي Unicode  آنها را ايجاد كنم و براي دانلود در وبلاگ قرار خواهم داد تا همگان استفاده كنند.

آيا لينوكس واقعا ميتواند جايگزين ويندوز در امور روزمره شود؟
خوب با روند پيش رونده اي كه لينوكس در حال انجام آن است، اين امكان بزودي براي همگان فراهم خواهد شد تا به راحتي از ويندوز دل بكنند، چون معادل تمام برنامه هاي ويندوز و حتي قوي تر از آن در لينوكس موجود است.

 

+ نوشته شده توسط محمد صفائی در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 11:32 |

  آشكار ساز حركت يا سنسور چشمی كه حركت افراد را در ميدان فعاليتش احساس كرده و به طور اتوماتيك مسيرهای مورد نظر را روشن و خاموش می نمايد.

به عبارت ساده تر اين سنسور ، هر فردی در زاويه ديدش حركت كند فرمان روشن را میدهد . به عنوان مثال در راهرو ساختمانها يا آسانسورها و.... هر فردی با باز كردن در يا ابتدای ورود  سنسور عمل كرده و تمام مسير راهرو را روشن می كند تا آن فرد از راهرو خارج شود.

به عنوان نمونه سنسور مرلن ژرن محصول شركت اشنايدر الكتريك

مشخصات اين دستگاه به شرح زير است :

قابليت تنظيم حداقل سطح روشنايی (حساسيت در مقابل نور) بين 5 تا 1000 لوكس

قابليت تنظيم زمان فعاليت بين 15 ثانيه تا 3 دقيقه

ولتاژ 230(10+-) ولت

توان 40 تا 500 w/va

اتصال دهنده ها 3 ترمينال برای كابل 5/2 * 2 ميلی متر مربع

 

بايد سنسور در مكانی قرار گيرد كه محل كوری وجود نداشته باشد به عبارت ديگر بر تمام مسير ديد داشته باشد. برای هر پيچ و خم كه نقطه كور باشد سنسور دوم و سوم و .... استفاده می گردد.

می توان در ارتفاع 120يا 200 سانتيمتر از كف قرار داد . بهتر است اين سنسور برای راندمان بالاتر كمتر از 9متر ديد قرار داد و برای راهرو طولانی از سنسورهای دوم و سوم و... استفاده كرد .

 -


کلید محافظ جان انسان

 

كلید محافظ جان انسان رله دیفرانسیل اتوماتیك كه ظرف 2/0 ثانیه بر اثر بروز عیب مدار را به صورت تك فاز یا سه فاز قطع می كند . ( جدول مهندسی وسترمان )

 

كلید های حفاظت از جان از اصول حفاظت دیفرانسیل استفاده می كنند . بدین صورت كه كلیه سیمهای فاز و نوترال شبكه وارد این كلید می شوند در داخل این كلید یك CT ترانسفورماتور جریان قرار دارد كه كلیه سیمها از وسط هسته این CT عبور میكنند اولیه ترانس را تشكیل میدهند با این عمل و با توجه به خصوصیات CT جمع جبری جریانهای عبوری از داخل كلید بدست می آید حال در صورتیكه این مقدار بیشتر از 30میلی آمپر باشد كلید فیدر خروجی را قطع میكند  .
به بیان ساده درصورت وجود جریان جریانهای وارد شده به سیستم توسط سیمهای فاز از طریق سیمها فاز و نول برنمی گردد.

مسلما هنگام برق گرفتگی مسیر جریان از فاز به بدن شخص و از بدن شخص به زمین خواهد بود جریان نشتی كه باعث ایجاد جریان در خروجی CT كلید حفاظت از جان خواهد شد . 
 
30 میلی آمپر حداكثر جریان مجاز عبوری از بدن انسان است كه نمی تواند باعث بروز برق گرفتگی شود .

كليد محافظ جان به صورت سه فاز و تك فاز موجود است . كه در نصب، اين كليد ها در مسير ورودی فاز و نول مصرفی قرار دارد . به عبارت ديگر فاز و نول داخل اين كليد شده و به صورت سری در مسير ورودی برق قرار می گيرد . به عنوان نمونه در منازل مسكونی اين كليدها بعد از كنتور برق قرار می گيرد و فاز و نول داخل اين كليد شده و سپس به كليد مينياتوری ها وارد می شود .



تكنيك كنترل و توليد بدون عيب ( ZQC )

امروزه تقريباً در تمامی شركتها و كارخانجات واحدی به نام واحد كنترل كيفيت يا QC وجود دارد . وظيفه اين واحدها بازرسی نهايی محصول و يا بازرسی محصولات نيمه ساخته در حين توليد است . برخی از آنها نيز از طريق كنترل آماری فرايند (SPC) سعی در كنترل كيفيت محصولات خود دارند ولی متاسفانه كمتر شركتی (بخصوص در ايران) به فكر اصلاح فرايندها به گونه ای است كه اساساً محصول معيوبی در آن توليد نشود .

 ZQC( Zero Quality Control )

هدف ZQC توليد محصولاتی با خرابی صفر است .

 

چرا خرابی صفر !؟

 

1- نگهداشتن رضايت و وفاداری مشتری است .

2- يك خرابی در محصولات يك شركت می تواند ضرر مالی فراوانی به آن شركت بزند . به فرض شما از شركت X  ، يك تلويزيون خريد كرده ايد و خراب باشد شما نه تنها تلويزيون را با يك تلويزيون شركت ديگر تعويض می كنيد بلكه برای خريد ديگر محصولات آن شركت رغبت كمتری خواهيد داشت و اين موضوع را به آشنايان و دوستان منتقل می كنيد در واقع از آن شركت به بدی ياد می كنيد .

3- يك خرابی مستلزم هزينه است .

4- محصولات بدون عيب ، يك پارامتر كليدی رقابت است .

5- جلوگيری از صرف هزينه هايی چون ضايعات محصول ، دوباره كاريهاو توقف خط توليد است .

 

 

چهار عنصر ZQC

1-      عنصر اول بازرسی منشائی ، فيدبك سريعی را ايجاد می كند قبل از اينكه فرايند به اتمام برسد مانع از اشتباهات به خرابيها تبديل شود .

2-      عنصر دوم اين سيستم بازرسی 100% است .به زبان ديگر بازرسی منشائی بر روی تك تك محصولات انجام می شود . و يك نمونه گيری آماری نيست .

3-      فيدبك سريع در اين سيستم باعث رفع عيب با سرعت ، كه محصولات معيوبی توليد نشود .

4-      استفاده از پوكا- يوكه ، به جای اعتماد بر افراد كه ممكن است اشتباهاتی را ناديده بگيرند از ابزار پوكا- يوكه ( سنسورها ) كه بر روی ماشينها نصب می شود استفاده می شود .

 

سيستم های پوكا – يوكه

به سه عمده گروه تقسيم می شوند:

گروه اول : سنسورهای تماس فيزيكی (لمس فيزيكی محصول)

گروه دوم : سنسورهای انرژی (در هنگام خطا به جای تماس فيزيكی از انرژی استفاده می شود سنسورهای ناحيه ای و فاصله ای و ....)

گروه سوم :سنسورهای ابزار كنترل كننده تغييرات شرايط فيزيكی ( فشار ، دما ، ترمومترها و ترميستورها و...)

 

لازم نيست از ابزارات گران قيمت در اين سيستم استفاده كنيد خيلی از اين ابزارات را ميتوان با اپراتورها و مونتاژكارها و كسانی كه خط توليد را می شناسند به سادگی تهيه كرد.

 

اين مطالب در حد آشنايی با اين سيستم است برای اطلاعات بيشتر به منابع زير رجوع كنيد اميدوارم مطالب مفيدی برای شما دوستان باشد .

منابع : كتاب دكتر شينگو  با نام ZQC بازرسی منشائی و سيستم های پوكا-يوكه

تكنيك كنترل و توليد بدون عيب ( سازمان توسعه بهروری آمريكا ) ترجمه مهندس بهنام فرقانی

 


 

 

معرفی چند دستگاه برای كنترل سرعت موتورهای AC :

                                                                      

 اين دستگاهها برای كنترل سرعت موتورهای AC آسنكرون قفس سنجابی و یا سیم پیچی شده ساخته شده اند. ( ساخت شركت پرتو صنعت )

این دستگاهها قابل كنترل از راه دور بوده و می توانند به كامپیوتر یا PLC متصل شوند. همچنین با اتصال چندین دستگاه به هم امكان ایجاد شبكه بر اساس پروتكل RS485 وجود دارد.  این دستگاهها می توانند بصورت مستقل و یا در سیستمهای كنترل و اتوماسیون صنعتی مورد استفاده قرار گیرند. سیستم كنترل این دستگاهها میكروپروسسوری بوده و تنظیم تمامی پارامترهای سیستمی دستگاه، بصورت نرم افزاری و از طریق پانل كنترل روی دستگاه انجام می گیرد.

 

 مشخصات فنی و معرفی قابلیتهای دستگاههای PSMC-RM

    این دستگاهها در توانهای مختلف از 2.2 تا 11 كیلو وات موجود می باشند. دستگاههای2.2  ،3  و 4 كیلووات فاقد فن خنك كننده و دستگاههای 5.5 ، 7.5 و 11 كیلووات دارای فن خنك كننده می باشند.

برای دریافت pdf یا Word Zip file درباره مشخصات تكنیكی دستگاه PSMC-RM مشخصات فنی و معرفی قابلیتهای دستگاه و نصب و راه اندازی اینجا را کلیک کنید.

 

 مشخصات فنی و معرفی قابلیتهای دستگاههای PSMC-DM

    این دستگاهها در توانهای مختلف از 3  تا 11 كیلو وات موجود می باشند. دستگاههای 3  و 4 كیلووات فاقد فن خنك كننده و دستگاههای 5.5 ، 7.5 و 11 كیلووات دارای فن خنك كننده می باشند.

برای دریافت pdf یا Word Zip file درباره مشخصات تكنیكی دستگاه PSMC-DM مشخصات فنی و معرفی قابلیتهای دستگاه و نصب و راه اندازی اینجا  را کلیک کنید.

 

مشخصات فنی و معرفی قابلیتهای دستگاههای PSMC-DL

این دستگاهها در توانهای مختلف از 15 تا  37كیلو وات موجود می باشند.

برای دریافت pdf یا Word Zip file درباره مشخصات تكنیكی PSMC-DL مشخصات فنی و معرفی قابلیتهای دستگاه و نصب و راه اندازی اینجا را کلیک کنید.

 

مشخصات فنی و معرفی قابلیتهای دستگاههای PSMC-DT-250A

این دستگاهها در توانهای مختلف از 200  تا 250  كیلو وات موجود می باشند.

برای دریافت pdf یا Word Zip file درباره مشخصات تكنیكی PSMC-DT-250A مشخصات فنی و معرفی قابلیتهای دستگاه و نصب و راه اندازی اینجا را کلیک کنید.

 

امیدوارم پسندیده باشید.....

-


 

درایوها چه کاری انجام میدهند؟

 

درایو یا کنورتور فرکانس و یا کنترل کننده دور موتور برای تنظیم دور الکتروموتورهای AC (موتورهای سه فاز ) استفاده میگردد. درایوها قادرند دور موتور را از صفر تا چندین برابر دور نامی موتور و بطور پیوسته تغییر دهند.

تنظیم دور در الکتروموتورها علاوه بر منعطف نمودن پروسه های صنعتی ، در کاربردهای زیادی منجر به صرفه جوئی انرژی هم میگردد. علاوه بر آن درایوها جریان راه اندازی کشیده شده از شبکه را به میزان زیادی کاهش میدهند. بطوریکه این جریان خیلی کمتر از جریان اسمی موتور است.

درایوها میتوانند موتور را بطور نرم و کاملا کنترل شده استارت و استپ نمایند. زمان استارت و استپ را میتوان بدقت تنظیم نمود. این زمانها میتوانند کسری از ثانیه و یا صدها دقیقه باشد. توانائی درایو در استارت و استپ نرم موجب کاهش قابل ملاحظه تنشهای مکانیکی در کوپلینگها و سایر ادوات دوار میگردد.

 

کنترل کننده های دور موتور :               درایو یا کنورتور فرکانس و یا کنترل کننده دور موتور      

 

كنترل كننده هاي دور موتورهاي الكتريكي هر چند كه ادوات پيچيده اي هستند ولي چون در ساختمان آنها از مدارات الكترونيك قدرت استاتيك استفاده مي شود و فاقد قطعات متحرك مي باشند،  از عمر مفيد بالائي برخوردار هستند . مزيت ديگر كنترل كننده هاي دور موتور توانائي آنها در عودت دادن انرژي مصرفي در ترمزهاي مكانيكي و يا مقاومت هاي الكتريكي به شبكه مي باشد . در چنين شرائطي با استفاده از كنترل كننده هاي دور مدرن مي توان از اتلاف اين نوع انرژي جلوگيري نمود . بطوريكه در برخي كاربردها قيمت انرژي بازيافت شده از اين طريق ، در كمتر از يكسال معادل هزينه سرمايه گذاري سيستم بازيافت انرژي مي شود .

کنترل کننده های دور موتور انواع مختلفی دارند. آنها قادرند انواع موتورهای AC و DC را کنترل کنند. قیمت کنترلرها وابسته به نوع تکنولوژی بکار رفته در ساختمان آنها میباشد.

1- روش تثبیت نسبت ولتاژ به فرکانس(یا کنترل V/ F ثابت) : ساده ترین روش کنترل موتورهای  AC روش تثبیت نسبت ولتاژ به فرکانس میباشد. اینک این روش، بطور گسترده در کاربردهای صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد. این نوع کنترلرها از نوع اسکالر بوده و بصورت حلقه باز با پایداری خوب عمل میکنند. مزیت این روش سادگی سیستمهای کنترلی آن است. در مقابل این نوع کنترلرها برای کاربردهای با پاسخ سریع مناسب نمی باشند.

2- روش کنترل برداری : روبوتها و ماشینهای ابزار نمونه هائی از کاربردهای با دینامیک بالا هستند. در این کاربردها روشهای کنترلی برداری استفاده میشود. در روشهای کنترلی برداری با تفکیک مولفه های جریان استاتور به دو مولفه تورک ساز و فلو ساز، و کنترل آنها با استفاده از رگولاتورهای PI ترتیبی داده میشود که موتور AC نظیر موتور DC کنترل شود. و بدین ترتیب تمام مزایای موتور DC از جمله پاسخ گشتاور سریع آنها در موتورهای AC نیز در دسترس خواهد بود.

 3- روش کنترل مستقیم گشتاور (Direct Torque Control ) : پاسخ گشتاور در روشهای  برداری حدود  10 – 20msو در روشهای کنترل مستقیم گشتاور (Direct Torque Control ) این زمان حدود 5ms است.

 

                  > برای آشنائی بیشتر با مزایای درایو لطفا اینجا را کلیک کنید.

 

                  > برای آشنایی با ساختمان درایوهایAC لطفا اینجا را کلیک کنید.

 

                  > برای آشنائی با تاثیر درایو در صرفه جوئی انرژی الکتریکی لطفا اینجا را کلیک کنید.

 

منبع : شركت پرتو صنعت  

  

 

 

 


 

تنظيم دور موتورهای آسنكرون :

 

در قسمت های قبل انواع راه اندازی اين موتورها گفته شد در اين قسمت انواع روشهای كنترل دور را می نويسم .

با دانستن رابطه  Nr=[60f/p](1-S)   دور موتور آسنكرون را ميتوان به طريقه های زير تنظيم نمود :

 

1- تغيير فركانس ولتاژ شبكه

2- تغيير قطبها

3- داخل كردن مقاومت در مدار روتور

4- تغيير ولتاژ موتور

 

1- تغيير دور بوسيله تغيير فركانس : با تغيير فركانس سرعت سنكرون تغيير ميكند و دور موتور تغيير ميكند . ميتوان برای تغيير فركانس از يك مولد يا مبدل فركانس استفاده نمود . و يك يا چند موتور القايی كه در شرايط مشابهی كار می كنند بوسيله آنها تغذيه شوند . مانند موتور ماشينهای كارخانه فولاد سازی و موتورهای محرك ماشين نساجی

 

2- تغيير دور بوسيله تغيير عده جفت قطبها : اين تغيير را در موتورهای آسنكرونی است كه بتوان با سيم پيچهای‌ آن تغيير قطب داد كه اين حالت در موتورهای دو سرعته ( دالاندر ) ديده می شود كه ميتوان با كليد ( دالاندر ) دور موتور را تغيير داد .

 

3- تغيير دور با داخل كردن مقاومت در مدار روتور : در موتورهای آسنكرون با روتور سيم پيچر شده با تغيير مقاوت مدار روتور ميتوان سرعت گردش روتور را تنظيم كرد ولی چون راندمان موتور بر اثر تغيير دور تغيير ميكند در نتيجه كاربرد اين روش خيلی كم است .

 

4- تغيير دور با تغيير ولتاژ : از اين روش در موتورهای كوچك مانند پنكه و ... استفاده ميشود .

 

در قسمت بعد مطالب جديدی درباره درايوها مينويسم.

-


روشهای مختلف راه اندازی موتورهای آسنكرون

 

در مورد ساختمان و مزايا و معايب اين موتورها در قسمتهای قبلی اين وبلاگ مطالبی را مشاهده كرديد در اين قسمت از راه اندازی اين موتورها مطالبی‌ را مينويسم اميدوارم مورد توجه تان قرار گيرد .

موتورهای آسنكرون با توجه به قدرت و ولتاژ آن به طرق مختلف راه اندازی ميشوند و با توجه به اينكه موتور در لحظه شروع به كار جريان زيادی ميكشد و اين جريان زياد علاوه بر اينكه به خود موتور صدمه ميزند به مصرف كننده های ديگری كه از اين خط تغذيه می كنند لطمه زده و كار آنها را مختل می سازد.

بنابراين برای كم كردن جريان شروع به كار موتور بايد چاره ای انديشيد؟؟

معمولاً به روشهای زير راه اندازی ميشود در نتيجه جريان راه اندازی‌ كم ميشود :

 

1-      به طور مستقيم

2-      توسط كليد يا مدار ستاره – مثلث

3-      توسط كمپانساتور

4-      راه اندازی بوسيله اضافه كردن مقاومت در مدار روتور

5-      راه اندازی بوسيله داخل كردن مقاومت در مدار استاتور

 

1- راه اندازی موتور به طور مستقيم : برای‌ موتورهايی كه بزرگ نيستند و‌ آمپر زيادی از شبكه نمی كشند بوسيله يك كليد سه قطبی به شبكه متصل ميشوند .

 

2- راه اندازی ستاره – مثلث : ابتدا ولتاژ اوليه را كه بر هر فاز متصل ميشود ،‌ را كم مى كنيم سپس وقتي كه موتور به دور نرمال خود رسيد ولتاژی كه به هر فاز می رسد را زياد می كنيم .

بنابراين در لحظه اول كليد به حالت ستاره بوده يعنی ولتاژ دو سر هر فاز به u/√3 تقليل می يابد در نتيجه موتور با توان 3/1 توان نامی خود كار می كند .

استعمال كليد روی انواع موتورها با روتور قفسه ای يا روتور سيم پيچی امكان پذير است . ولی در موتورهايی كه با بار زياد كار می كنند از كليد برای راه اندازی استفاده نمی شود . چون گشتاور مقاوم بار زياد است .

 

3- راه اندازی توسط كمپانساتور : اين وسيله راه اندازی كه اتوترانسفورماتور كاهنده است بين موتور و شبكه قرار می گيرد . اين طريق راه اندازی به دليل اينكه جريان شروع به كار و گشتاور شروع به كار هر دو به يك نسبت پايين می آيند خيلی خوب است . ولی چون هزينه آن گران   است فقط در موتورهايی كه قدرت زياد دارند استفاده می شوند.

 

4- راه اندازی موتورهای قفسه ای بوسيله قرار دادن مقاومت سر راه استاتور : برای جلوگيری از عبور جريان زياد در موقع راه اندازی موتور ميتوان مقاومت هايی به طور سری سر راه سيم پيچی های  موتور قرار دارد . و به تدريج كه موتور دور می گيرد دسته مقاومتهای راه انداز را به طرف چپ حركت داده در اين صورت كم كم مقاومتها از سر راه مدار خارج ميشود.

اين طريق راه اندازی به دليل تلفات انرژی در مقاومتها زياد و نيروی كشش در لحظه شروع به كار كم ، استعمال كمی دارد.

 

5- راه اندازی موتورهای آسنكرون با روتور سيم پيچی با قرار دادن مقاومت سر راه روتور : تمام مقاومتهای راه انداز را سر راه سيم پيچی روتور قرار داد . بدين وسيله مقاومت مدار سيم پيچی روتور را به حداكثر مقدار خود ميرسانند و سپس استاتور را به شبكه برق وصل می كنند . مقاومت روئستای روتور به تدريج از مدار خارج ميشود .

  

اميدوارم مورد توجه تان قرار گرفته باشد..  

 


پيدا كردن سرسيم های موتور آسنكرون UVW-XYZ

 

آيا می دانيد اگر موتور آسنكرونی سه فازی داشته باشيم و 6 سر سيم ، كه سر سيم های آن مشخص نيست ، چه بايد كرد ؟؟

اگر اين سر سيم ها اشتباه وصل شود در عملكرد موتور چه تغييری حاصل می شود ؟

در سايتها و وبلاگهای مختلف در اين موضوع مطالبی ديدم كه اشتباه يا ناقص بيان شده ، سعی كردم مطالب و تجربياتی كه در زمينه سيم پيچی داشتم در اختيار شما دوستان قرار دهم . اميدوارم  مطالب مورد استفاده تان قرار گيرد . خوشحال می شوم بتوانم از تجربيات شما نيز استفاده كنم .

 

تعيين آرايش كلافها در شيار :

موتورهای سه فاز از سه سيم پيچ تشكيل شده كه هر كدام از اين سيم پيچها 3/1 شيارهای استاتور را اشغال می كند . اين سيم پيچها به فاز اول (R) ، فاز دوم (S) ، فاز سوم (T) شناسايی می شوند . سيم پيچی كه از فاز R  تغذيه می كند شروع سيم پيچی را (U  ) و انتهای آنرا با ( X )

 سيم پيچی كه از فاز S تغذيه می كند شروع سيم پيچی را (V  ) و انتهای آنرا با ( Y )

سيم پيچی كه از فاز T تغذيه می كند شروع سيم پيچی را (W ) و انتهای آنرا با ( Z )

 

برای يافتن سر سيم ها‌ :

ابتدا بايد دو سر هر كلاف را پيدا كنيد از مولتی متر يا هر روش ديگری كه می شناسيد .( يك سر مولتی متر را به يك سر سيم گرفته ، سر ديگر مولتی متر را با 5 سر سيم باقی مانده امتحان می كنيد . هر كدام كه راه داد ، آن يك كلاف سيم پيچ است . )

 

اگر سيم پيچ U-X   را از ولتاژ متناوب تغذيه كنيم . در سيم پيچ ( 4-3 ) و ( 6-2 ) نصف ولتاژ تغذيه القا می شود .

اگر اختلاف سطح ولتاژ بين ( 2-1 ) و ( 3-1 ) حدود 5/1 برابر ولتاژ تغذيه U-X  باشد. اتصال صحيح است در اين صورت ما بين ترمينالهای ( 2و3 ) اختلاف پتانسيل صفر خواهد بود .

اگر اختلاف سطح بين ( 1و3 ) كمتر از اختلاف سطح تغذيه باشد در اين صورت جای( 4و3 ) را با يكديگر عوض می كنيم .

اگر اتصال سيم پيچها به صورت مثلث باشد . ابتدا ستاره اتصال داده و با معلوم شدن سرها ، سيم پيچ را مجدداً به صورت مثلث اتصال می دهيم .

 

 

اشتباه در سرسيم ها :

همانطور كه می دانيم موتور سه فاز از سه سيم پيچ تشكيل شده است.كه هر كدام از سيم پيچها 3/1 شيارهای استاتور را اشغال كرده و  باعث تشكيل قطب در موتور می شود و قطب ها حركت دورانی به روتورمی دهد . حال اگر سر سيمی تغيير كند در موتور ايجاد قطب نمی شود و موتور حركت نمی كند و می تواند باعث سوختن موتور شود .

قبل از انجام كار اگر بار روی موتور قرار دارد بار را از روی موتور برداريد. ( تسمه يا ....)

 

اين مطالب را به صورت خلاصه نوشته ام  انتقاد يا پيشنهادی داريد خوشحال می‌شوم بيان كنيد ؟

مطالب گفته شده برای كسانی كه كار سيم پيچی كرده اند بهتر و روشنتر است .

 

برای آشنايی بيشتر كتاب زير را پيشنهاد می كنم :

 

محاسبه و طراحی موتورهای القايی سه فاز

+ نوشته شده توسط محمد صفائی در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 11:11 |
۱.

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند 

      www.sms4u.ir

   

اي دوست دلت هميشه زندان من است

آتشكده عشق تو از آن من است

آن روز كه لحظه وداع من و توست

آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

    www.sms4u.ir

   

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

 

    www.sms4u.ir

   

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

    www.sms4u.ir

   

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

    www.sms4u.ir

   

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن…! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…! و تو… هيچ وقت او را نديده اي

 

www.sms4u.ir

 

ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است . (آلبرت کامو)

 

    www.sms4u.ir

   

عشق هرگز به رنگ ترديد در نمي آيد . (بوبن)

 

    www.sms4u.ir

   

محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست. (سمنون محب)

 

    www.sms4u.ir

   

عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك (

 

    www.sms4u.ir

   

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

 

    www.sms4u.ir

   

اي دوست دلت هميشه زندان من است

آتشكده عشق تو از آن من است

آن روز كه لحظه وداع من و توست

آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

    www.sms4u.ir

   

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

 

    www.sms4u.ir

   

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

www.sms4u.ir

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم 

 

 www.sms4u.ir 

 

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم 

 

www.sms4u.ir 

      

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن…! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…! و تو… هيچ وقت او را نديده اي 

 

 www.sms4u.ir

 

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

 

   www.sms4u.ir

   

اي کاش مي شد مثل يه برگ زرد توي پاييز زندگي رو رها کرد و خود رو به دست باد سپرد… اي کاش مي شد.

 

   www.sms4u.ir

   

هرز نكن ثانيه هاي قفس را ،

شتاب كن !

ناب ترين لحظه من كه بسي خوشايندتر از پرواز است،

روياي پرواز با تو است … !

بيا در رويا غرق شويم

 

   www.sms4u.ir

   

غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم

تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم

رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد

من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم

 

   www.sms4u.ir

   

آرزوم بي تو محاله لحظه هام بي تو سواله

بي تو مقصد خيلي دوره راه عشقم بي عبوره

من نمي خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم

دوست دارم که راستي راستي حس کنم تو رو تو دستم

 

www.sms4u.ir

 

روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود

***

در همه عالم گشتم و عاشق نشدم
تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم

***

گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد ..!!

***

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.

***

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

***

مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند.

***

گلهاي ياس تو باغچه غروبا بونه ميگيرن همشون يه عهدي بستن سر خاك تو بميرن

***

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

***

 عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست

***

 کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

***

 اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسيي اونجا نيست

***

 اي نگاهت نخي از مخمل وابريشم.....چندوقتي است كه به تو ميانديشم
به تو اري به همان منظر دور......به همانسبز صميمي به همان باغ بلور

 

 

 

 

مي رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني
مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني
مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني

 

***

 

همیشه بودی و هستی انتخاب اخرینم!

من میخوام با تو به فردا برسم تو بهار به شب یلدا برسم!

گل یکدونه ی گلدون بلور زندگی
چی دارم برات به جز یه عالمه شرمندگی!

اینو میدونن تودنیا همه
هرچی از تو بنویسم کمه

 

***

 

fekr nakon az khateram to rafti hanozam to yade man neshasti rafti ama khateratet injast toyi ke ghalbe mano shekasti lahzehaye khobe ba to bodan hamishe to khateram mimone oon hame sedaghato yek rangi oon hame harfaye asheghone...

 

***

 

گفت : عاشقي مرد ، بیا به یادش لحظه ای سکوت کنیم .
گفتم : اگر بخواهیم برای عاشقان سکوت کنیم ، باید عمری را ساکت باشیم ...

 

***

 

Love مخفف عبارات:

Lake of sorrow (درياچه ي غم)

Ocean of tears (اقيانوس اشك)

Valley of death (دره مرگ)

End of life (آخر زندگي)!

 

***

 

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزی

 

***

 

زندگی به من آموخت كه چگونه گریه كنم ام گریه به من نیاموخت كه چگونه زندگی كنم.....تو نیز به آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموخت كه چگونه تو رو فراموش كنم

 

***

عشق چون ساعت شني است . با خالي شدن مغز ، قلب پر مي شود

***

خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد

 

***

 

يک رنگي و بوي تازه از عشق بگير...پر سوزترين گدازه از عشق بگير در هر نفسي که مي تپي اي دل من...يادت نرود اجازه از عشق بگير

 

***

 

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

 

***

 

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند

 

 

 

اول بخون بعد نظر بده...

 

 

 

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود می شود.

 

***

 

هميشه هر چيزی را که دوست داری به دست نمی آوريم پس بياييد آنچه را که به دست می آوريم دوست بداريم.

 

***

 

بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا)

 

***

 

نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه
نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه
نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم

 

***

 

ديدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش خفته بودند
زودتر از تو ناگفته ها را با زبان نگاه گفته بودند
از من و هرچه در من نهان بود مي رميدي مي رهيدي
يادم آمد كه روزي در اين راه ناشكيبا مرا در پي خويش ميكشيدي

 

***

 

آرزوم بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله
بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی عبوره
من نمی خوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم

 

***

 

غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم
تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد
من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم

 

***

 

هرز نكن ثانيه هاي قفس را ،
شتاب كن !
ناب ترين لحظه من كه بسي خوشايندتر از پرواز است،
روياي پرواز با تو است ... !
بيا در رويا غرق شويم

 

***

 

با دیدگانی گریان شانه هایی خسته و دستانی لرزان
آمدنت را به انتظار نشسته ام
باشد تا به یاری شانه های مهربانت
خیل خستگیهایم را زمین بگذارم

 

***

 

ای کاش می شد مثل یه برگ زرد توی پاییز زندگی رو رها کرد و خود رو به دست باد سپرد... ای کاش می شد.

 

***

 

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

 

***

 

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

 

***

 

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

***

 

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

***

 

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

 

***

 

اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

***

 

دلم همچو آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند....

 

***

 

با تو زندانم !
با تو آزادم !
با تو قفسم !
با تو انبوهي از تضادم !
سرخ و سبز ، صورتي و آبي ...
زمزمه مي كنم هر لحظه هرز ، ترا ...
بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ...
تنها يك روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است ...
پرواز كن قناري و نترس ...
آسمان براي تو بي انتهاست ...

 

حالا نظر بده (نظرتون برام مهمه)


۲.

jade esme toro faryad mizane dele man besoye to par mizane ey tamome khaterate hastiyam ghalbamo yade to khanjar mizane....

 

***

 

 

bebin az in vare donya man barat name neveshtam mani ke baraye cheshmat az hame hastim gozashtam minivisam az negaham ta hamishe cheshm berate ye dele sade daram ke ba yerangi joon fadate....

 

***

 

hala ke hojome paeez baharo az inja ronde hala ke dagheye dardi risheye mano sozonde hala ke shakasteam man shekaste tarin faribam nemikham ba hejrate noor eshghe tariki nasibam...

 

***

 

 

age man mese ye faryad mishkanam to sokote khaste cheshmaye to age zakhmie tane ghorore man baz hamishe marhame dastaye tost fasele nist beyne negat ta ghorbate cheshmaye man ba to hamishe ashenast ghese in shabaye man...

 

***

 

 

عشق در لحظه اي پديد می آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است .

 

***

 

 

اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز كان سوخته را جان شد و آواز نيامد

اين مدعيان در طلبش بي خبرانند كان را كه خبر شد خبري باز نيامد

 

***

 

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

 

***

 

عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

 

***

 

محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست.  (سمنون محب)

 

***

 

عشق هرگز به رنگ ترديد در نمي آيد . (بوبن)

 

***

 

ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است .  (آلبرت کامو)

 

***

 

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. (مارکز)

 

***

 

شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.  (کیم وو چونگ)

 

***

 

عشق، افسر زندگی و سعادت جاودانی است. (گوته)

 

***

 

عشق نور است که هرچه را در مسیرش قرار بگیرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن می سازد. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

عشق همانند مغناطیسی است که ما را به مبدا خود جذب می کند. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

آنان که از خود عشق ساطع می کنند با عشق زندگی می کنند و با عشق نیز نفس می کشند ، دیگران را به سمت خود می کشانند. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

عاشق هر که هستید ، با وفاداری به او عشق بورزید. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

تنها با عشق میان دلهای شماست که عشق میان شما عمق و استحکام واقعی خود را نشان خواهد داد. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

عشق قانون نمی شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است.

 

***

 

عشق ويران کردن خويش است ، دوست داشتن ساختن است .

 

***

 

عشق و دوست داشتن از پی هم می آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل نمی کنند.

 

***

 

يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است .

 

***

 

فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند .

 

***

 

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

 

***

 

داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است، ولي نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است => شكسپير

 

***

 

يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

 

***

 

لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...

 

***

 

عشق فوران می کند چون آتش فشان ، دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه ای با شيب نرم...

 

 

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

 

***

حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار

 

***

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

 

***

چه خوب می شد اگر، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را باهوس و حقیقت رابا واقعیت و حلال را با حرام و دنیا رابا عقبی و رحمان را با شیطان

 

***

در عزاي عشق نشسته ام و هيچ نمي گويم همه گويند كه ... هي !! فلاني عاشق است ؟؟؟

 

***

وقتي از كسي كينه‌اي به دل مي‌گيري در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كرده‌اي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني و هرگز گوشه‌اي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري

 

***

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

***

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟

 

***

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

***

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

 

***

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟
گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي...
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد
گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

 

***

شكوه اي نيست ز طوفان حوادث ما را
دل به دريا زدگان خنده به سيلاب كنند

 

***

اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

***

چقدر عجیبه : تا وقتی مریض نباشی کسی برات گل نمیاره تا فریاد نزنی کسی به سویت باز نمیگرده تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد و تا وقتی که نمیری کسی تو رو نمیبخشه

 

***

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهدار

 

***

تو را آتش عشق اگر بسوخت مرا بين كه از پاي تا سر بسوخت. (مولوي)

 

***

قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگري شادي زندگي مي كند. نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود. (فرانسيس كافكا)

 

 

................

من غريبه‌ي ديروزم. آشناي امروز و فراموش شده‌ي فردا. پس در آشنايي امروز مينگرم تا در فراموشي يه دنيا يادم کني

 

***

 

بايد خريدارم شوي تا من خريدارت شوم
با جون و دل يارم شوي تا عاشق زارت شوم
من نيستم چون ديگران بازيگر بازيگران
اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم

***

 

دلم همچو آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند....

 

***

 

بگذار خيال كنم "دوستم داري " و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم

 

***

 

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

 

***

 

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه

 

***

 

تو در من آن تب گرمي كه آبم ميكند كم كم, نگاهت نيز چون مستي خرابم ميكند كم كم, منم آن كهنه ديواري به جا از قلعه هاي سنگ كه باد و آفتاب آخر خرابم ميكند كم كم

 

***

 

yek sabad gol barat mifrestam ke 10 ta gol dare 9 tash tabieee yekish masnoeee.roye gol ye kart mizanam ke roye kart neveshte ta pajmorde shodane akharin gol DOSET DARAM....

 

***

 

ba negaham be gol goftam:az to zibatar chist?goft:zendegi.zendegi kardam didam zibast ama bivafast.be zendegi goftam:az to zibatar chist?goft:eshgh faghat ESHGH!!!!....

 

***

 

cheshmhaye to afsane nist ke tamame khabo khiyalam bod taghdire man eshghe to shod ke hamishe fekre mahalam bod.....!!!

 

***

 

man mikham kabotare dele to ro asir konam in dele teshne ro az cheshme eshghet sir konam bezanam be moje daryaye khiyale eshghe to ey aziz tarin bahane zendegim......doset daram

 

***

 

عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم

 

***

 

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

 

***

 

چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر

 

***

 

دوست داشتن کسي که سزاوار دوستي نيست، اسراف در محبت است. اگر ميخواهي هميشه آرام باشي، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر کسي را دوست داري که تو را دوست ندارد، سعي نکن از او متنفر شوي، بلکه سعي کن او را فراموش کني

 

***

 

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او

........................................................

نمي دانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي حدت... بدون عشق تو، هيچم...

 

***

مي داني كه من دلواپس فرداي خود هستم مبادا گم كنم راه قشنگ ارزو ها را... مبادا گم كنم اهداف زيبا را... مبادا جا بمانم از قطار موهبتهايت... دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه ميكند فرياد ...ميشود خسته... مرا تنها تو نگذاري ...

 

***

تو ميداني ... و ميداني كه من ، بي تو و مهر تو ، مي ميرم تو دستش را بگير تا او نترسد از سيا هي ها، سختي ها ، دو رنگي ها و بداند دوستش داري دوستت دارم خداي مهربانيها

 

***

اگر باد بودم می وزيدم، اگر ابر بودم می باريدم، اگر مهر بودم می تابيدم، اگر خدا بودم می آفريدم تا بدانی دوستت دارم ....

 

***

اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم، اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم، اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم، از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسيم ملايمی می کردم از تو خدايی بزرگ می ساختم، تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم....

 

***

زندگي زيباست ؛ نه در رويا بوسه زيباست ؛ نه براي هوس پرنده زيباست ؛ نه براي قفس دوست داشتن زيباست ؛ نه براي لمس کردن ؛ براي حس کردن پس بدون چه کسي تو رو دوست داره ؛ بخاطره خودت

 

***

ای دو چشمت سبزه زاران گريه ات اشک بهاران ميروم غمگين و نالان اشک غم ديگر نيافشان ای سراپا مهربانی ای نگاهت آسمانی در دل نامهربانم شوق ماندن می نشانی عاشق و چشم انتظاری پاک و روشن چون بهاری هرچه گفتم باورت شد حيف از احساسی که داری چشمه ايی خشک و سياهم خسته ايی گم کرده راهم بگذر از من چونکه ديگر زشت و سرتاپا گناهم

 

***

ترسم آخر در کنارم خسته وآزرده گردی با همه خوبی و پاکی در خزان پژمرده گردی ميروم تا نشنوم آواز باران دو چشمت ميروم چون می هراسم شعله ايی افسرده گردی ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی قلب سردم را چه بی حاصل به سويت ميکشانی قصه تلخ مرا کاش از نگاهم خوانده بودی من گنهکارم تو خوب و مهربانی

 

***

داشتم يک دل و آن هم به تو كردم تقديم بيش از اين از من مسکين چه تمنا داری

 

 

 

 

عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كند .

"love is sweeter than any rose . love pricks you far deeper than any thorn "

***

عشق ابدي است و اگر نباشد عشق نيست .

"love is for ever and if it doesn 't last forever it isn't love"

***

آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد هر که نوشيد از آن در نظر عام افتاد قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق نوش کرديم،چه نوشي،چه سرانجام افتاد

***

عشق را با هيچ تصويري نميتوان نشان داد ...ولي همه تصويري از عشق در ذهن خود دارند!

***

کاش ! قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت کاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت...

***

بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما فرصت نظاره رفتن تو را نخواهم داشت.....

***

تا که بودیم نبودیم کشت ما را غم بی همنفسی    

حال که رفتیم همه یار شدند خفته ایم همه بیدار شدند 

 

بودیم کسی باور نمی داشت که هستیم       

باشد که نباشیم بدانند که بودیم

 

قدر آیینه بدانیم تا چو هست

نه در آن روز که افتاد و شکست

 

***

ای کاش همچو شبنمی از چشمان زیبایت بر صورت پر رازت جاری می شدم و آن را بوسه باران می کردم...

 

***

عاشق آن کسی باش که به دو طرفه بودن عشق اصرار دارد.

 

***

روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو
دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو
روزي که دلت به ديگري مايل شد
کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو ...

 

***

اگر بهترين دوست نيستی اقلا بهترين دشمنم باش . اگه غمخوارم نيستی اقلا بزرگترين غمم باش . هرچه هستی هميشه بهترين باش جون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند . پس در بدترين خاطراتم بهترين باش .

 

***

فرستنده متن زیر : سپیدار

 

عشق يعني بيستون كندن به دست
زندگي عشق مي آفريند...عشق زندگي مي بخشد

هر مرگ اشارتي ست به حياتي ديگر
بهترين چيز رسيدن به حياتي ست ...كه از حادثه ي عشق تر است

 

چه خوش باشد كه بعد از انتظاري به اميدي رسد اميدواري
وزآن خوشتر وزآن بهتر نباشد دمي كه مي رسد ياري به ياري

 

***

 

 

زندگي مرگ است و مرگ است زندگي ...
پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگي ...

***

تنها بنايي که اگر بلرزد ، محکمتر مي شود ، دل است
 
***
یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری که همیشه به یادتم. یادت هیچ وقت از یادم نمی ره. اینو یادت باشه
 
***
کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم ...
کاشکي که کيبوردت بودم هميشه زير انگشتات بودم ...
کاشکي که هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم ...
کاشکي که موست بودم هميشه تو مشتت بودم ...
کاشکي پسووردت بودم هميشه توي فکرت بودم ...
 
***
دنيا را بد ساخته اند ...
کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد ...
کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري ...
اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد ...
به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ...
و اين رنج است ...

(دکتر علي شريعتي)
 
***
در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد
مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد
و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت
مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم
 
***
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است
بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند
تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
 
***
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست.
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده
 
***
آغاز کسي باش که پايان تو باشد
 
***
دردي كه من از تو دارم در دل
دل داتد و من دانم و من دانم و دل
 
***
من به یک هراس
همیشه طرحهای ساده و سایه های باران خورده ام را
بی دلیل بر باد داده ام
بعد از این دیگر
نه به خواب قاصدکی تعبیر خواهم شد
و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته
 
 
 
دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق

 

 ***

هوس کوچ به سرم زده. شايد هم هجرت. نمي دانم. ز اين بي دلي ها خسته شدم. دستانم را به دستان هيچ کس مي سپارم و درد دل مي کنم با درختان. ديوانگي هم عالمي دارد

 

 ***

نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خويش ، ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است

 

 ***

شايد كسي را كه با تو خنديده فراموش كني اما كسي را كه با تو اشك ريخته هرگز....

 

 ***

دوسِت داشتم ولي هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نيفتـم نگفـتـم تــا نــدوني عاشـــقم مــن نـدوني بعــدِ تــو از پـا مي افتـم خيــال کـردم اگـــه روزي بـــدوني مي ري شعر جدايي رو مي خـوني مي ري تنها ميشم با بغض و گـريه تــوي شهــــر و ديـــار بي نشــوني

 

*** 

راز عشق در این است که
باور ها آرمان ها و اهدفتان را با یکدیگر در میان بگذارید

 

 ***

اگه به من 60 ثانيه وقت بدي بگي بگو ميگم تو 10 ثانيه اول به يادم باش و50 ثانيه رو ميدم به تو تو برام حرف بزني چون مقدسي

 

 *** 

دوست داشتن تمثيلی از نفس کشيدن من است، سزاواری من در زندگی، شايستگی‌ام در بودن! ... اگر سزا بود چنان در آغوش‌ می‌فشردم که يکی گرديم، و در آن پيکر، نه من دلتنگ می‌شدم، نه او می‌گريخت

 

 ***

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

 

 *** 

کـــــــاش !!............ کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ... کاش از ثانیه ها و لحظه های زندگی لذت می بردیم کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم کاش همه را دوست داشتیم ... کاش

 

 

 

 

از جلوی گل فروشی رد میشدم دیدم قشنگترین گلش نیست , نگران شدم , پس تو کجایی؟

***

عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است

***

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن

***

دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی

***

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد

***

اگه سهم من از این همه ستاره فقط سو سوی غریبی است , غمی نیست . همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است.

***

ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی

***

ستاره به چشم کوچک می نماید , اما این گناه چشم است نه کوچکی ستاره , درستهایی که کمک میرسانند , مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.

***

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.
 
***
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
 
***
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
 
***
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
 
***
آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟
ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو
ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون میگه : انتظار دیدن تو
 
***
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري
 
***
با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
 
***
زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من.
 
 
 
 

از تمام دنيا فقط چشمهايت را خواستم آيا آسمان سهم زيادي از دنياست؟

***

وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي نيست شده ي هستي من, هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي

***

عشق واقعي، ايثار است. با دادن و نه ستاندن، با از دست دادن و نه به دست آوردن، با رهاكردن و نه با تملك است كه عشق مي‌ورزيم

***

آن كس را كه دوست داريد آزاد بگذاريد اگر متعلق به تو باشد به پيش تو باز مي گردد و گرنه از اول هم براي تو نبوده است

***

لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

***

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند

***

عشق را به کسانی بدهید که لایق آن هستند نه تشنه آن زیرا تشنه روزی سیراب خواهد شد

***

در بازار بورس قلب تو / چند سهم باید خرید / تا ضربان به ظاهر منظمش / حتی ذره ای از سرمایه عشقم نسبت به تو را به باد فنا ندهد؟

***

عشق هرگز قادر به تملک نیست. عشق آزادی بخشیدن به دیگری است. هدیه ای نامشروط است، عشق معامله نیست   

  در ضمن نظ ریادتون نره

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد صفائی در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:39 |
www.salijoon.org   عکس های عاشقانه

............................

 

  دوستی بسته وپيچيده به زمان نيست

                       که کسی روز تولد به کسی هديه دهد

                                            دوستی قلب من است و دل تو

                                                      که در اين راه به هم هديه شود

...........................

ز نامردمی ها نرنجيد دلم..........

چون از چشم خودم هم خطا ديدم!!!

 

            من ندانم که کيم 

                                            من فقط می دانم

          که توی؟؟؟؟؟؟؟؟

                                        شاه بيت غزل زندگيم

      

سالها شد که بدست هوس خويش اسيرم

ياری ام کن که از اين قلعه ی وحشت برهانی

................................

اگر دورم ز ديدارت دليل بی وفايی نيست

وفا آنست که نامت را هميشه زير لب دارم

دوست داشتن هميشه گفتن نيست

گاه نگاه است و سکوت

بهار بود و تو بودی عشق و اميد

بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت

......................

گفتی که به احترام دل باران باش

باران شدمو به روی گل باريدم

گفتی که به بوس روی نيلوفر را

از عشق تو کونه های اوبوسيدم

گفتی که ستاره شوولی روشن کن

من همچو گل ستارها تابيدم

گفتی که برای باغ دل پيچک باش

بر ياسمن نگاه تو پيچيدم

گفتی که برای لحظه ای دريا باش

دريا شدمو تو را به ساحل ديدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پائيز

گل دادمو با  طعم لبت روييدم

گفتی که بيا از وفايت بگذر

از لهجه بی وفائيت رنجيدم

گفتم که بهانه ات برايم کافيست

معنای لطيف عشق را فهميدم   !!!!!

(( قابل توجه بی معرفت ها ))

....................

  در روستای بنام صفا

                                               رشته کوهی بنام محبت

            رودی بنام دوستی

                                              که به درياچه ای بنام

                               عشق ختم می شود

                 اميد وارم که ما در اين روستا زند گی کنيم

...............................

خواستم زندگی کنم گفتند که همه اش غم است

خواستم به پرستش روی آورم گفتند خلاف است

خواستم به عشق روی آورمگفتند گناه است

گريه کردم گفتند بچه است

خنده کردم گفتند ديوانه است

حالا که چيزی نمی گويم

می گويند که اسير عشق شده خدايا تو بگو من چکنم؟؟؟؟؟

 

.................................

نمی دانم برای گريه کردن                            کجا  بايد  بهانه  جستجو     کرد

    چگونه با دوچشم بی  بهانه                       غم دل را شبانه شستو  شو کرد

   ميان اين همه غربت کجا هست                  يکی همدل که با او گفتگو      کرد

   شود در دادگاه عاشقانه                           ريا را با صداقت رو به رو           کرد

........................

 

 

می خواهم کسی با يار من سخن گويد

اگر چه قاصد باشدو پيغام من گويد

نمی خواهم به قبرستان رود روزی

 مبادا مرده ای جان گيردو با او سخن گوي؟

................................

خواستم هديه ای برايت بفرستم گل گفت مرا بفرست که مظهر زيبای هستم

آب گفت که مرا بفرست که مايع شادی و لطافت هستم

ابر گفت مرا بفرست که مانند ابری بهاری به پايش اشک بريزم

خار گفت مرا بفرست تا دو چشم دشمنانش فرو روم

ناگاه صدای شنيدم که آن صدای قلبم بود که می گفت !!!

 

 

 

مرا بفرست تا به او بگو يم که از صميم قلب تو را دوست دارم .

.........................................

آنچنان  باش که من از تو شکايت نکنم لايت نکنم 

.................................

 

از قطع  طمع لطف و عنايت نکنم

همه جا غصه در د تو روايت نکنم

دگر اين غصه بی حدو نهايت نکنم

خويش را شهره هر شهر و و

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد صفائی در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 11:44 |
جاست جای رسیدن؟

چرا توقف کنم؟!

                   چرا؟

                    عبور باید کرد

                       و همنورد افقهای دور باید شد

                کجاست جای رسیدن؟

          وپهن کردن یک فرش و بی خیال نشستن؟

 

|
 
سکوت

www.3jokes.com

 سکوت اوج تمنای عاشقانه است

                                            گاهی

                      فقط با یک نگاه تمام التماسهای عاشقانه را میشود

 بی هیچ زحمت و چشمداشتی فریاد زد...

|
 
اشتباهم

تو خراب من آلوده مشو                                                         غم این پیکر فرسوده مخور

قصه ام بشنو و از یاد ببر                                             بهر من غصه ی بیهوده مخور

تو سپیدی من سیاهم                                          خسته ای گم کرده راهم

گنه تو بی گناهی                                   بیگنه غرق گناهم

تو به هرجا در پناهی                                    من به دنیا بی پناهم

تو طلوع هر امیدی                                        من غروبی ناامیدم

تو سپید و دل سیاهی                                                من سیاه دلسپیدم

نه قراری نه دیاری                                                                   که بدان رو بگذارم

به چه شوقی به چه ذوقی دگر این ره بسپارم             چه امیدی به سپیدی که به رنگ شب تارم

تو سپیدی                                      من سیاهم                    خسته ای گم کرده راهم

گنه تو بیگناهی                   بی کنه غرق گناهم                  تو طلوع هر امیدی

من غروبی نا امیدم          تو سپید و دلسیاهی        من سیاه دلسپیدم

شوق   بودن   بوده   تنها    اشتباهم

اشتباهم

 

Image hosting by TinyPic

زندگی شاید همین باشد

          یک فریب ساده ی کوچک

                        آن هم از دست عزیزی

                             که برایت هیچکس چون او گرامی نیست...

                                                             بیگمان باید همین باشد

                              یک فریب ساده از دست گرامیتر عزیزانت

      من که باور کرده ام باید همین باشد!

|
 
کنج امنی دارم

 

کنج امنی دارم که درآن نام تو را

 

باشعف بنشانم

 

روی یک دفترکاهی عبوس

 

قلمی رنگ صداقت دارم

 

که تورامی جوید

 

روی اعجازتلاقی دل وکاغذ واشک

 

من نگاهی دارم

 

که زپهنای زمان می گذرد

 

وتورا می بیندکه مرامی سپری

 

دست دلتنگیها

 

به توایمان دارم

 

عشق من ازسرخودخواهی نیست

 

عشقم ازحس زمینی نیاز

 

ازهوای هوس آنی کور

 

ازگره های به هم بسته ی

وامانده رهاست

 

من تو را سمت صمیمی سکوت

 

من تورادردل شبهای عبادت زده ی

 بی پایان

 

من تورا برتن عریان کویری تب

دار

 

من تورادرسحرتشنه فقر

 

پشت یک مقبره ی کهنه ی دور

 

سریک سفره پر از نان وپنیر

 

توی چشمان یتیمی تنهایافته ام

 

به توایمان دارم

 

عشق من ازسرخودخواهی نیست

 

Image hosting by TinyPic

 

|
 


This Template Designed By  sohrab-b
All Rights Reserved

+ نوشته شده توسط محمد صفائی در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 11:9 |

.(((هق هق گریه ناودون پر درد و دل شوره

 گردغربت را روی شونه ام  رو نم بارون می

 شوره سرم از پنجره بیرونه و فریاد می زنم

 درد غربت خونم را ویرونه کرده غم تنهایی

 داره روحم را آتش می زنه یاد چشمات دلم

را دیوانه کرده دوباره تیک تیک ساعت شب

را یادم می آره...روی شیروانی مثل سیل

داره بارون می باره هوا بد جوری گرفته دلم

 آروم نداره غم غربت توی گلوم گل های

حسرت می کاره سرم از پنجره بیرون و فریاد

 می زنم درد غربت خانه ام را ویروانه کرده

 غم تنهایی داره روحم را آتش می زنه یاد

 چشمات دلم را دیوانه کرده)))

+ نوشته شده توسط محمد صفائی در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 11:3 |
عاشق شدن یعنی زندگی دوباره
 

به نام آنكه آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نخواهد كرد

%قبل از آنكه اين صحبت را بر زبان آورم و دريچه غم بت شده قلبم را بگشايم

 

با كارد محبت مهر شكافم و قطره خوني كه از آن مهر چكد رابه نام مرام تقديمت

 

مي دارم تا بداني چقدر دوستت دارم%......................

زندگي هنگامي زيباست وقتي درآن اشك باشد

 

اشك وقتي زيباست وقتي كه براي تو باشد

 

تو  هنگامي  زيبايي  وقتي  براي  من  باشي

 

****شمع آهسته بسوز كه شب دراز است

 

اشك آهسته بريز كه غم زياد است****

****غيره دل چيزي ندارم

 

كه باشد لايق تو.......................****

 

دوستت دارم

                                            چون دلم اين را ميگه

 

+ نوشته شده توسط محمد صفائی در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 11:1 |

                           


 
من خواب ديده ام كه كسي مي آيد
من خواب يك ستاره ي قرمز ديده ام
و پلك چشمم هي مي پرد
و كفشهايم هي جفت ميشوند
و كور شون
اگر دروغ بگويم
من خواب آن ستاره ي قرمز را
وقتي كه خواب نبودم ديده ام
كسي مي آيد
كسي مي آيد
كسي ديگر
كسي بهتر
كسي كه مثل هيچ كس نيست مثل پدرنيست
مثل انسي نيست
مثل يحيي نيست
مثل مادر نيست
و مثل آن كسي ست كه بايد باشد
و قدش از درختهاي خانه ي معمار هم بلندتر است
و صورتش از صورت امام زمان هم روشن تر
و از برادر سيد جواد هم كه رفته است
و رخت پاسباني پوشيده است نمي ترسد
و از خود خود سيد جواد هم كه تمام اتاقهاي منزل ما مال اوست نميترسد
و اسمش آن چنانكه مادر
در اول نماز و در آخر نماز صدايش ميكند
يا قاضي القضات است
يا حاجت الحاجات است
و ميتواند
تمام حرفهاي سخت كتاب كلاس سوم را
 با چشمهاي بسته بخواند
و ميتواند حتي هزار را بي آنكه كم بياورد از روي بيست ميليون بردارد
 ومي تواند از مغازه ي سيد جواد هر چه قدر جنس كه لازم دارد نسيه بگيرد
و ميتواند كاري كند كه لامپ الله
كه سبز بود مثل صبح سحر سبز بود
دوباره روي آسمان مسجد مفتاحيان روشن شود
آخ ...
چه قدر روشني خوبست
چه قدر روشني خوبست
و من چه قدر دلم مي خواهد
كه يحيي
يك چارچرخه داشته باشد
و يك چراغ زنبوري
و من چه قدر دلم ميخواهد
كه روي چارچرخه ي يحيي ميان هندوانه ها و خربزه ها بنشينم
و دور ميدان محمديه بچرخم
آخ ...
چه قدر دور ميدان چرخيدن خوبست
چه قدر روي پشت بام خوابيدن خوبست
چه قدر باغ ملي رفتن خوبست
چه قدر مزه ي پپسي خوبست
چه قدر سينماي فردين خوبست
و من چه قدر از همه ي چيزهاي خوب خوشم مي آيد
و من چه قدر دلم ميخواهد
كه گيس دختر سيد جواد را بكشم
چرا من اين همه كوچك هستم
كه در خيابانها گم ميشوم
چرا پدر كه اين همه كوچك نيست
و در خيابانها هم گم نمي شود
كاري نمي كند كه آن كسي كه بخواب من آمده ست روز آمدنش را جلو بياندازد
و مردم محله كشتارگاه كه خاك باغچه هاشان هم خونيست
و آب حوض هاشان هم خونيست
و تخت كفش هاشان هم خونيست
چرا كاري نمي كنند
چرا كاري نمي كنند
چه قدر آفتاب زمستان تنبل است
من پله هاي پشت بام را جارو كرده ام
و شيشه هاي پنجره را هم شسته ام
چرا پدر فقط بايد
در خواب خواب ببيند
من پله هاي پشت بام را جارو كرده ام
و شيشه هاي پنجره را هم شسته ام
كسي مي آيد
كسي مي آيد
كسي كه در دلش با ماست در نفسش با ماست در صدايش با ماست
كسي كه آمدنش را نمي شود
گرفت
و دستبند زد و به زندان انداخت
كسي كه زير درختهاي كهنه ي يحيي بچه كرده است
و روز به روز بزرگ ميشود
كسي از باران از صداي شر شر باران
از ميان پچ و پچ گلهاي اطلسي
كسي از آسمان توپخانه در شب آتش بازي مي آيد
و سفره را مي اندازد
و نان را قسمت ميكند
و پپسي را قسمت ميكند
و باغ ملي را قسمت ميكند
و شربت سياه سرفه را قسمت ميكند
و روز اسم نويسي را قسمت ميكند
و نمره مريضخانه را قسمت ميكند
و چكمه هاي لاستيكي را قسمت ميكند
و سينماي فردين را قسمت ميكند
درخت هاي دختر سيد جواد را قسمت ميكند
و هر چه را كه باد كرده باشد قسمت ميكند
و سهم ما را هم مي دهد
من خواب ديده ام
...

 

               

باران بهانه است

من نيز گاهی به آسمان نگاه می کنم

دزدانه

در چشم ستارگان

نه به تمامی آنها

تنها به آنها که شبيه ترند به چشمان تو.

     

و سرانجام
از قصه هاي شكارچيان
چيزي نمي ماند
جز يك مرغابي مرده
بر پيشخوان
رنج آور است
اما چيز مهمي نيست
بگذار

هر چه دوست دارند بگويند


خوب يا بد
داستان ها بايد ساخته شوند
اما فراموش نكن
تو بايد
مثل انسان زندگي كني.

                                                                                       

     

                                                                                    

امروز
ذهنم پُر است،
از يك ماديانُ كره اش !
فردا،
برايت شعري عاشقانه خواهم نوشت !.

     

پس !

سومی که بود که گريه می کرد؟

ما که دو نفر بيشتر نبوديم !

     

برای اعتراف به کليسا ميروم !

رو در روی علف های روييده

بر ديواره ی کهنه می ايستم

و همه گناهان خود را اعتراف می کنم !

بخشيده خواهم شد به يقين

زيرا علف ها

بی واسطه با خدا حرف می زنند .

     

 

                                                   

قلب تو قلب پرنده

         پوستت اما پوست شير

                     زندون تن و رها کن

                                   ای پرنده پر بگير.

     

زنداني، كه زنداني ست؛
حالا گيريم
زندانش به وسعت آسمان باشد
و
زندان بانش به مهرباني ماه
             - چه توفيري مي كند؟ -
                            زنداني كه زنداني ست.

     

               

 

چه چيز ميان  آدمها عوض شده
نمره ي كفش ها، نمره ي عينك ها، رنگ لباس ها
يا رنج كه هيچ تغييري نمي كند؟!!!

     

                            

 

True friendship is like sound health the value of it is seldom know until it is lost

دوستي واقعي مثل سلامتي ارزش اون رو تا وقتي از دست نداديم نمي دونيم .       

     

                                                 

دستانم بوی گل می داد

به جرم چيدن گل مرا گرفتند

اما هيچ کس فکر نکرد شايد گلی کاشته باشم.

 صدايت ميزنم
مي آيي
كنار دلتنگيم مي نشيني
دستهايت را مي بويم
و چشمانت را مي جويم
گونه هايت بوي غريب خاك باران خورده را مي داد
و لبهايت ياد آور غنچه ايست
كه تنها يك غروب تا طلوع همسفر خورشيد شد
و تو
چقدر نجيب و با صداقت نگاهم مي كني
وچقدر
مهرباني را
در آئينه چشمانت برايم تكرار مي كني
حالا فقط سايه ام را همسايه مي شوي
كاش
دلتنگي ام را هم خانه مي شدي
غروبم را طلوع
دريايم را آسمان
حالا به همان همسايه ي سايه بودنت قانعم
فقط تا صبح با من بمان
دلم براي ديروز

                                               

 مي رفتي و من مي ديدم كه غرور از چمدانت بيرون زده است و من بر تنهايي خويش آن قدر گريستم که ديگر بزرگی ام را احساس نمی کنم .

 اين روزها شعرو ترانه ها کوچک تر از آن شده اند، که منو تو در آن جای گيريم. اگر برگردی نگاههای عاشقانه را درقابی جای می دهم ، تا دور از چشم نقاشان جهان تقديمت کنم ،تا سبز و بهارانه برويند ،و اگر دوباره برنگردی من روزگار زمستان را سياه خواهم کرد !؟.

     

 

                 

 

سلام !
حالمان خوب است
از جيب هم مي دزديم
كنار هم توبه مي كنيم
مي شكنيم آن را
با هم
دوباره...
هفته پيش عمل كردم
راست كردم همه روده هايم را
دستم ، ولي هنوز كج است
و فكرم !
عكست را قاب گرفتيم
تاقچه بالا
و كسي به ما نگفت
گريه را نمي شود قاب گرفت
راستي !
تو چرا تمام اشك هايت را براي دستمال
خودت برداشتي ؟!
عزيز !
به كوچه هاي شهر نيا
روي خاطرات لباس خاكي ات
آسفالت كشيده اند !.

                           

---------------------------------------------------------------------

مي توانم برايت چيزها بگويم
از كساني كه دردهايشان را فقط به بالشت مي گويند
و نداريشان را فقط چهار ديواريشان مي بيند
و از خودم كه در زمستان سرا پا آتشم ! .

---------------------------------------------------------------------

ما بدهكاريم
به كساني كه صميمانه ز ما پرسيدند
معذرت مي خواهم چندم مرداد است ؟
و نگفتيم
چونكه مرداد
گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است .

---------------------------------------------------------------------

سفر بايد کرد

دو قدم مانده تا
 
ع.ش.قاف !!؟؟

---------------------------------------------------------------------

غريبه وار که آمدي

دلم برايت سوخت

!با کسي آشنا نبودي

اما

اکنون

از تو دلگيرم

که با همه آشنايي و

تنها من

             ! برايت غريبه ام

-------------------------------------------------------------------------------

وقتي
عقربه هاي ساعت كوكي
بر شانه هاي شب نماي خويش
تابوت لحظه هاي مرا
تشيع مي كنند،
من كودكانه
از شكاف پنجره
به انتظار تو
غرق در شمارش ستاره ها مي شوم.


---------------------------------------------------------------------

اين جهان پر از صداي حرکت پاهاي مردمي است

که همچنان که تو را مي بوسند

در ذهن خود طناب دار تو را مي بافند .

---------------------------------------------------------------------

به بهشت نمي روم ،
اگر مادرم آن جا نباشد ! .

-------------------------------------------------------------------------------


چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان !
نه به دستي ظرفي را چرك مي كنند
و نه به حرفي دلي را آلوده !
تنها به شمعي قانعند
و اندكي سكوت ... .

-------------------------------------------------------------------------------


بذري دگر به سينه ي اين دشت کاشتن
طرحي دگر به باغ بهاران نگاشتن
در رهگذار غارت طوفان ريشه کن
پيوند داشتن


رفتن ولي به لب

ـ لبخند داشتن .

-------------------------------------------------------------------------------


يك روز مي بوسمت !
فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس !
آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت !
واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم .

---------------------------------------------------------------------

 

كاش مي فهميدي :
در خزاني كه از اين دشت گذشت .
سبزها باز،
چرا زرد شدند
خيل خاكستري لك لك ها
در افق هاي مسي رنگ غروب
تا كجاهاي كجا
كوچيده است

كاش مي فهميدي :
زندگي ، محبس بي ديواري است
و تو محكوم
به حبس ابدي
و عدالت ستم معتدلي است
كه درون رگ قانون
جاري ست

كاش مي فهميدي :
دوستي ، آش دهن سوزي نيست
عشق ، بازار مطاع جنسي است
آرزو گور جوانمردان است
مُرده از زنده
هميشه ،
هر آن ،
در جهان بيشتر است.

كاش مي فهميدي :
چيزهايي است كه بايد تو بفهمي ، اما ...
بهتر آن ست
كمي گريه كنم .

 

+ نوشته شده توسط محمد صفائی در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 16:21 |
اگر................

.

.

.

.

موج اگر میدانست ساحل هیچ گاه دستش را نمی گیرد

هرگز برای رسیدن به آن نفس نفس نمیزد

.

.

 

شاید هم مثل من فکر میکنه

...................
ناتموم

.

.

.

فکر میکردم با تو تموم نا تموم های من تموم میشه

اما خودت یکی از نا تموم های من شدی

.

.

.................

 

مهرورزان مهر باطل خورده اند

.

.

.

دستم بوی گل میداد

مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند

اما هیچ کس فکر نکرد شاید من گلی کاشته باشم

.

.

یه مدت نبودم ولی دستتون درد نکنه

به خاطر اینکه وبمو تنها نذاشتین

همتونو دوست دارم


................
عاشق عالم

 

تو چطور ميگي كه من براي تو كم بودم
مني كه عاشق ترين عاشق عالم بودم

تو فقط ديده گريون خواستي
من برات قلب پر از خون بودم
آخه تو فقط يه عاشق خواستي
اما من گذشته از جون بودم
 
تو فقط دست نوازش  خواستي
من سرا پا غرق خواهش بودم
تو هميشه در پي بهانه ها
اما من حديث سازش بودم

آره تو يه دل سپرده خواستي
چه كنم كه سر سپردت بودم
تا كه هرگز كسي عاشقت نشه
واسه مردم درس عبرت بودم

مني كه ساده به خاك افتادم
بايدم ساده بدي بر بادم
راستي لعنت به من ديونه كه
به تو قلبم را چه آسون دادم

تو چطور ميگي كه من براي تو كم بودم
مني ه عاشق ترين عاشق عالم بودم

.

.

.

.

بايد خريدارم شوي تا من خريدارت شو م

        از جان ودل يارم شوي تا عاشق زارت شوم                                                                   

                                             من نيستم چون ديگران بازيچه بازيگران

                               

  اول به راه آرم تو را وانگه  گرفتارت شوم


.....................

 
 
هیچ وقت خیانت نکن.........
 

  غروب شد
               آفتاب رفت
                       آفتابگردان به دنبال خورشید گشت

                              ناگهان
                                      ستاره ای چشمک زد

                                آفتابگردان سرش را پایین انداخت

                                            گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند ...

 


 
 

 
 
 
+ نوشته شده توسط محمد صفائی در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 11:2 |

تا که از جانب معشوق نباشد کششی

کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

.

.


 

...................

به دلت گوش کن نه به چشت

.

.

خوشا آنانکه دیده در دل دارند

نه دل در دیده

                                                                                                مسیح(ع)

.

.

......

متاسفم

.

.

.

قبل از اینکه رفاقت من با تو شروع بشه فک میکردم

میتونی باری از روی دوشم برداری یا کمکم کنی ولی

حالا میبینم خودت هم مایه درد سر شدی

دوستت دارم البته

با صدای آهسته   

ق:ی

راستی یه دوستی برام یه کامنت

گذاشته بود که  روم نشد براتون بنویسمش

ولی می خوام بهش بگم یه مقدار از این وادی معرفت بیرون بیا

ممکنه کار دستت بده

............

ميگن خدا ابر رو به گريه ميندازه که گل بخنده

پس هر وقت گريه کردي ناراحت نشو چون يکي ديگه داره ميخنده

.

.

 

+ نوشته شده توسط محمد صفائی در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 10:58 |